هانی نتوورک

جدیدترین مطالب در مورد خانه و خانواده

25 مرگ عجیب در دنیا
ساعت ۸:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٩  

 

امروزه انسان با توجه به پیشرفت تکنولوژی توانسته پاسخ بسیاری از سوالات خود را به دست آورد. اما یکی از مواردی که هنوز در پرده ابهام قرار دارد و سوالات بسیاری را در اذهان پیر و جوان و در واقع همه انسان ها به وجود می آورد پدیده «مرگ» است. حتما شما هم این ضرب المثل قدیمی و معروف را شنیده اید که «مرگ شتری است که در خانه همه می خوابد.» در این مطلب اصلا قرار نیست مرگ را از منظر فلسفی و یا عرفانی مورد بررسی قرار دهیم بلکه قرار است عجیب ترین و شگفت آورترین مرگ ها را که در طول تاریخ برای افراد مختلف رخ داده بیان کنیم:

۱) آرنولد بنت:
داستان نویس انگلیسی(۱۸۶۷،۱۹۳۱) وی برای آنکه ثابت کند آب شهر پاریس از نظر بهداشتی کاملا سالم است، یک لیوان از آن را خورد و در اثر تیفوئید ناشی از آن در گذشت!

۲) آگاتوکلس:
(خودکامه سراکیوز ۳۶۱، ۲۸۹ ق.م) در اثر قورت دادن خلال دندان خفه شد.

۳) آلن پینکرتون:
(موسس آژانس کارآگاهی آمریکا ۱۸۱۹، ۱۸۸۴) هنگام نرمش صبحگاهی به زمین خورد و زبانش لای دندان ماند و زخم شد و در اثر قانقاریای ناشی از این زخم درگذشت.

۴) آیزادورا دانکن:
(رقاص آمریکایی ۱۸۷۸، ۱۹۲۷) هنگامی که در اتومبیل بود، شال گردن بلندش به چرخ عقب اتومبیل گیر کرد و گردنش شکست و خفه شد.

۵) اسکندر کبیر:
(پادشاه مقدونی ۳۵۶ ،۳۲۳ ق.م) به دنبال دو روز میگساری و عیاشی در اثر تب درگذشت.

۶) الکساندر:
(پادشاه یونان ۸۹۳،۱ ۱۹۲۰) یک میمون خانگی گازش گرفت و در اثر عفونت خون در گذشت.

۷) تامس آت وی:
(نمایشنامه نویس انگلیسی ۱۶۵۲، ۱۶۸۵) مرد فقیری بود. به دنبال روزها گرسنگی سرانجام یک گیته به دست آورد و با آن یک دست پیچ گوشت خرید و از شدت ولع همان لقمه دهان پرکن اول گلو گیرش شد و خفه اش کرد!

۸) تامس می:
(مورخ انگلیسی ۵۹۵،۱ ۱۶۵۰) بر اثر بلعیدن غذای زیادی، خفه شد.

۹) جان وینسون:
(ماجرا جوی بریتانیا ۱۵۵۷، ۱۶۲۹) وی در ۷۲ سالگی از اسب به زمین افتاد و میخی وارونه بر زمین افتاده بود، در سرش فرو رفت.

۱۰) جروم ناپلئون بناپارت:
(آخرین بناپارت آمریکایی ۱۸۷۸، ۱۹۴۵) در سنترال پارک نیویورک، پایش به زنجیر سگ زنش گرفت و افتاد و در اثر زخم های حاصله در گذشت.

۱۱) جورج دوک کلارنس:
(انگلیسی ۱۴۴۹،۱۴۷۸) به دستور برادرش ریچارد سوم در خمره شراب خفه شد.

۱۲) جیمز داگلاس ارل مورتون:
(۱۵۲۵،۱۵۸۱) بوسیله دستگاهی شبیه گیوتین که خودش آن را به اسکاتلندیان معرفی کرده بود، سر بریده شد.

۱۳) رودولفونی یرو:
(ژنرال مکزیکی ۱۸۸۰، ۱۹۱۷) اسبش در شن روان گرفتار شد و سنگینی طلاهایی که به همراه داشت باعث فرو رفتن به درون ماسه شد.

۱۴) زئوکسیس:
(نقاش یونان قرن پنجم ق.م) به تصویری که از یک ساحره پیر کشیده بود آنقدر خندید که یکی از رگ هایش پاره شد و مرد!

۱۵) ژراردونرال:
(نویسنده فرانسوی ۱۸۰۸ ،۱۸۵۵) با بند پیشبند، خودرا از تیر چراغ برق خیابان حلق آویز کرد.

۱۶) فرانسیس بیکن:
(۱۵۶۱،۱۶۲۶) براثر گرفتاری در یک سرمای ناگهانی گرفتار شد و درگذشت.

۱۷) فالک فیتز وارن چهارم:
(بارون انگلیسی ۱۲۳۰، ۱۲۶۴) در بازگشت از یک جنگل، اسبش در باتلاق افتاد و فالک که زره پوشیده بود، در درون زره اش خفه شد.

۱۸) کلادیوس اول:
(امپراتور روم ۵۴ ب م. ۱۰ ق.م) با یک پر آغشته به سم خفه شد.

۱۹) کنت اریک مگنوس آندرئاس هرس ستنبورگ:(۱۸۶۰، ۱۸۹۵)
این انگلیسی در اثر خشم ناشی از مستی، با سیخ بخاری به دوستش حمله کرد، اما خودش توی بخاری افتاد و سوخت.

۲۰) گریگوری یفیموویچ راسپوتین:
(۱۸۷۱،۱۹۱۶) وزنه ای به بدنش بستند و در رود نوا غرقش کردند.

۲۱) لایونل جانسن:
(شاعر انگلیسی ۱۸۶۷ ،۱۹۰۲) از روی چهارپایه پشت بار به زمین افتاد و در اثر زخمهای حاصله در گذشت.

۲۲) لنگی کالیر:
(کلکسیونر آمریکایی ۱۸۸۶،۱۹۴۷) در خانه خود و در تله ای مهلک درگذشت. تله را برای دستگیری دزدان کار گذاشته بود.

۲۳) مارکوس لیسینیوس کراسوس:
(سیاستمدار رومی ۱۱۵، ۵۳ ق.م) این رهبر بدنام و صراف رمی به دست سربازان پارتی با ریختن طلای مذاب در حلقش درگذشت.

۲۴) هنری اول:
(پادشاه انگلیسی ۱۰۶۸،۱۱۳۵) در اثر افراط در خوردن مارماهی دچار ناراحتی روده شد و مرد.

۲۵) یوسف اشماعیلو:
(کشتی گیر ترک) بر اثر سنگینی طلاهایی که به کمرش بسته بود در دریا غرق شد. چون نتوانست به راحتی شنا کند

 


کلمات کلیدی: دانستنیها
 
طبیعت حقیقی یک قلب
ساعت ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢۸  

"جان بلاکارد" از روی نیمکت برخاست، لباس ارتشی خود را مرتب کرد و به تماشای انبوه جمعیت که راه خود را از میان ایستگاه بزرگ مرکزی پیش می گرفتند مشغول شد. او به دنبال دختری می گشت که چهره او را هرگز ندیده بود اما قلبش را می شناخت، دختری با یک گل سرخ ! از سیزده ماه پیش بود که دلبستگی اش به او آغاز شده بود.

از یک کتابخانه مرکزی فلوریدا با برداشتن کتابی از قفسه ناگهان خود را شیفته و محسور یافت اما نه شیفته کلمات کتاب بلکه شیفته یادداشتهایی با مداد که در حاشیه صفحات آن به چشم می خورد، دست خطی لطیف از ذهنی هوشیار و درون بین و باطنی ژرف داشت. در صفحه اول "جان" توانست نام صاحب کتاب را بیابد "دوشیزه هالیس می نل" با اندکی جست و جو و صرف وقت او توانست نشانی دوشیزه هالیس را پیدا کند.

"جان" برای او نامه ای نوشت و ضمن معرفی خود از او در خواست کرد که به نامه نگاری به او بپردازد. روز بعد "جان" سوار بر کشتی شد تا برای خدمت در جنگ جهانی دوم عازم شود.
در طول یک سال و یک ماه پس از آن دو طرف به تدریج با مکاتبه و نامه نگاری به شناخت یکدیگر پرداختند، هر نامه همچون دانه ای بود که برخاک قلبی حاصلخیز فرو می افتاد و به تدریج عشق بود که شروع به جوانه زدن می کرد.

"جان" درخواست عکس کرد، ولی با مخالفت "میس هالیس" روبه رو شد، به نظر "هالیس" اگر "جان" قلبا به او توجه داشت دیگر شکل ظاهری اش نمی توانست برای او چندان با اهمیت باشد. وقتی سرانجام روز بازگشت "جان" فرا رسید آنها قرار نخستین ملاقات خود را گذاشتند : 7 بعد از ظهر در ایستگاه مرکزی نیویورک، "هالیس" نوشته بود "تو مرا خواهی شناخت" از روی گل رز سرخی که روی کلاهم خواهم گذاشت. بنابراین راس ساعت 7 بعد از ظهر "جان" دنبال دختری می گشت که قلبش را خیلی دوست می داشت اما چهره اش را هرگز ندیده بود. ادامه ماجرا را از زبان "جان" بشنوید:
زن جوانی داشت به سمت من می آمد، بلند قامت و خوش اندام، موهای طلائی اش در حلقه های زیبا کنار گوشهای ظریفش جمع شده بود، چشمان آبی به رنگ آبی گل ها بود و در لباس سبز روشنش به بهاری می ماند که جان گرفته باشد. من بی اراده به سمت او گام برداشتم، کاملا بدون توجه به این که او نشان گل سرخ را بر روی کلاهش ندارد اندکی به او نزدیک شدم، لبهایش با لبخند پرشوری از هم گشوده شد اما به آهستگی گفت: "ممکن است اجازه بدهید من عبور کنم؟"

بی اختیار یک گام به او نزدیک تر شدم و در این حال میس هالیس را دیدم تقریبا پشت سر آن دختر ایستاده بود. زنی حدود 40 ساله با موهای خاکستری رنگ که در زیر کلاهش جمع شده بود، اندکی چاق بود، مچ پای نسبتا کلفتش توی کفش های بدون پاشنه جا گرفته بودند. دختر سبز پوش از من دور شد و من احساس کردم که ب رسر دوراهی قرار گرفته ام ! از طرفی شوق تمنای عجیبی مرا به سمت دختر سبز پوش فرا می خواند و از سویی علاقه ای عمیق به زنی که روحش مرا به معنی واقعی کلمه مسحور کرده بود به ماندن دعوت می کرد.

او انجا ایستاده بود و با صورت رنگ پریده و چروکیده اش که بسیار آرام و موقر به نظر می رسید همراه با چشمانی خاکستری و گرم که از مهربانی می درخشید. دیگر به خود تردید راه ندادم ! کتاب جلد چرمی آبی رنگی در دست داشتم که در واقع نشان معرفی من به حساب می آمد، از همان لحظه دانستم که دیگر عشقی در کار نخواهد بود اما چیزی به دست آورده بودم که حتی ارزشش از عشق بیشتر بود، دوستی گرانبها که می توانستم همیشه به او افتخار کنم به نشانه احترام و سلام خم شدم و کتاب را برای معرفی خود به سوی او دراز کردم با این وجود وقتی شروع به صحبت کردم از تلخی ناشی از تاثری که بر کلامم بود متحیر شدم ! من "جان بلاکارد" هستم و شما هم باید دوشیزه "می نل" باشید، از ملاقات با شما بسیار خوشحالم، ممکن است دعوت مرا به شام بپذیرید؟

چهره آن زن با تبسمی شکیبا از هم گشوده شد و به آرامی گفت: "فرزندم من اصلا متوجه نمی شوم! ولی آن خانوم جوان که لباس سبز به تن داشت و هم اکنون از کنار ما گذشت از من خواست که این گل سرخ را روی کلاهم بگذارم و گفت اگر شما مرا به شام دعوت کردید باید به شما بگویم که او در رستورن بزرگ آن طرف خیابان منتظر شماست!

او گفت که این فقط یک امتحان است! گر چه"تحسین هوش و ذکاوت میس می نل زیاد سخت نیست!"
 

طبیعت حقیقی یک قلب تنها زمانی مشخص می شود

که به چیزی با ظاهر بدون جذابیت پاسخ مثبت بدهید ...

 


کلمات کلیدی: داستان کوتاه
 
جوک های جدید
ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٥  

غضنفر و ممد رفته بودن شکار، غضنفر از دور یک شیر میبینه، نشونه میگیره میزنه... تیرش خطا میره و میخوره به دم شیره. شیره هم شاکی میشه، میدوه طرفشون که سرویسش کنه. غضنفر جنگی میره بالای درخت، میبینه ممد همینجور اون پایین واستاده، بهش میگه: بابا بیا بالا، الان میاد دهنتو سرویس میکنه. ممد یک نگاهی بهش میکنه، میگه: برو گیتو بخور! مگه من زدم؟!


چند نفر اکیپی میرن کوه نوردی شب خواب بودن دیدن یکی داد می زنه جرج جرج... میگن: ما اینجا جرج نداریم که! خلاصه می خوابن صبح پا می شن میبینن غضنفر رو گرگ خورده


غضنفر تو جاده داشته رانندگی میکرده، یهو میبینه یه کامیون داره از روبروش میاد، میزنه رو ترمز میبینه ترمزش نمیگیره. رفیقشو صدا میکنه میگه: اصغر اصغر پاشو تصادفو ببین.


ممد میره مسابقه 20 سوالی مجری به کرده میگه جواب سوال یه حیوونه شما شروع کنین به پرسیدن ممد شروع میکنه:
1 میتانم بگیرمش ؟ مجری میگه بله ممد میگه : پلنگه ، بازه ، چیتایه ، غزاله، یوز پلنگه ، عقابه ، … مجریه داغ میکنه میگه نه آقا اینا نیست 10 تا از سوالات تموم شد ده تا دیگه بپرس ممد میگه : میتانم با یه دست بلندش کنم مجری میگه : بله ممد شروع میکنه که : فیله ، اسب آبیه ، واله ، کرگدنه ، نهنگه ،… مجری میگه خیر شما باختین جواب سوال ( قورباغه ) بوده ممد میگه : به علی دانستم عارم آمد بگم 


پلیس به ممد: اینجا ماهی‌گیری قدغنه!!! ممد: ولی اینجا تابلو نزدین!!! پلیس: نزدیم که نزدیم، زود باش از بالای اون آکواریوم بیا پایین .
غضنفر بعد30سال کچلی میره مومیکاره2روزبعد توقرعه کشی بانک برنده جایزه حج واجب میشه !!!!!!!

به غضنفر میگن : یه میوه خوشمزه ، آبدار و شیرین نام ببر ،میگه :خیار  ! بهش میگن : خیارکجاش آبدار و شیرینه ؟میگه : با چایی شیرین بخور ، نظرت عوض میشه

 
غضنفر تو انگلیس راننده تاکسی می شه بش میگن سختت نیست فرمون سمت راسته اینجا ؟ میگه والا سخت که ‏نیست فقط یه مشکلی که دارم اینه که هر وقت تف می کنم می افته رو مسافر بغلی


یه بار یه غضنفر تویه یک عملیات تروریستی با کایت خودشو میزنه به کاخ سفید آمار که میگیرن میبینن ۱۰۰ نفر کشته شدن ۹۹ نفر از خنده ۱ نفر هم خود غضنفر.

 


کلمات کلیدی: جوک ،کلمات کلیدی: طنز
 
تقدیم به ذن ذلیل ها
ساعت ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٥  

الهی به مردان در خانه ات

به آن زن ذلیلان فرزانه ات

به آنان که با امر روحی فداک

نشینندو سبزی نمایند پاک

به آنان که مرعوب مادر زنند

زاخلاق نیکوش دم می زنند

به آن شیر مردان با پیش بند که

در ظرف شستن به تاب  وتبند

به آنان که در بچه داری تکند

یلان عوض کردن پوشکند

به آنان که بی اذن و امر عیال

نیاید در از جیبشان یک ریال

به آنان که با ذوق و شوق تمام

به مادر زن خود بگویند مامان

به آنان که دارند با افتخار

نشان ایزو نه، زی ذی هزار

به آنان که دامن رفو می کنند

زبعد رفویش اتو می کنند

به آنان که در گیر سورن نخند

گرفتار پخت و پز مطبخند

به آن قرمه سبزی پزان قدر

به آن مادران به ظاهر پدر

الهی به آه دل زن ذلیل

به آن اشک چشم ممد سبیل

به تن های مردان که از لنگه کفش

چو جیغ عیالاتشان شد بنفش

که ما را بر این عهد کن استوار

از این زن ذلیلی مکن بر کنار

به زی ذی جماعت نما لطف خاص

نفرما از این یوغ مار ا خلاص


کلمات کلیدی: طنز ،کلمات کلیدی: شعر
 
سرعت گیر های جالب
ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٤  

 

 

 


کلمات کلیدی: خیلی جالب ،کلمات کلیدی: طنز
 
چگونه با مشکلات مواجه شویم ؟
ساعت ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٤  


کلمات کلیدی: خیلی جالب ،کلمات کلیدی: طنز
 
ساعتی که بر روی ناخن نصب می شود
ساعت ٩:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٤  

آخرین تکنولوژی شرکت تایمکس:
ساعتی که بر روی ناخن نصب می شود.


کلمات کلیدی: علمی ،کلمات کلیدی: ترین ها
 
بازی شگفت انگیز مغز و چشم
ساعت ٩:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٤  

در عکس زیر:
1- در صورتی که حرکت نقطه متحرک را تعقیب کنید تنهایک رنگ را می بینید، صورتی.

٢- حالا لحظاتی به علامت + که در وسط قراردارد خیره شوید. نقطه متحرک را پس از لحظاتی به رنگ سبز خواهید دید.

٣- حالا زمان بیشتری را بر روی علامت + تمرکز کنید، پس از لحظاتی نقاطصورتی آهسته آهسته ناپدید خواهند شد.


کلمات کلیدی: علمی ،کلمات کلیدی: خیلی جالب
 
انیس الدوله٬ سوگلی ناصرالدین شاه
ساعت ٩:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٤  

انیس الدوله٬ سوگلی ناصرالدین شاه

اگه من بودم٬ میرزا رضای کرمانی دیگه لازم نبود. خودم خودمو خلاص می کردم.


کلمات کلیدی: خیلی جالب ،کلمات کلیدی: طنز
 
تصویری از آخرین لحضات زندگی پروفسور حسابی
ساعت ٩:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٤  


کلمات کلیدی: خیلی جالب
 
شهروندانی با پالتوهای ۱۸ میلیونی
ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٤  

ماجرا از یکی از بیلبوردهای تبلیغاتی شروع شد. بیلبوردی در یکی از محله‌های مرفه نشین تهران که روی آن عکس یک کیف و کفش زنانه دیده می‌شد و یک شماره تلفن قرار داشت، نصب بود.نه از آدرس خبری بود و نه از نشان دیگری که شما را به صورت دقیق‌تری به محل  دسترسی به آن ببرند.شاید همین عوامل برای تحریک حس کنجکاوی آن‌ها که به دنبال مارک‌های خاصی از پوشاک می‌گردند کافی باشد بنابراین چاره‌ای نیست جز تماس تلفنی...

صدایی جوان با لحنی کاملاً مودبانه شما را به دیدن گالری  [ ... ]  دعوت می‌کند. آدرس، یکی از خیابان‌های فرعی پاسداران و جنب یکی از رستوران‌های معروف شهر است. او تاکید دارد که این بازدید حتماً با وقت قبلی صورت بگیرد و با اصرار می‌خواهد که راس ساعت مقرر برای دیدن گالری مراجعه کنیم تا با وقت مشتریان دیگر تداخلی پیش نیاید.آدرس سرراست است اما از پاساژ یا مغازه و یا حتی به تعبیر آن‌ها گالری خبری نیست. جوانکی از داخل پارکینگ بیرون می‌پرد با احترام ما را از ماشین خارج می‌کند بعد سوئیچ ماشین را تحویل می‌گیرد تا آن را در گوشهء امنی از پارکینگ قرار دهد. او به در آهنی یک ساختمان چهار یا پنج طبقه اشاره می‌کند یعنی بفرمایید آن‌جا...
آیفون تصویری است می‌پرسند «وقت قبلی دارید؟» به مزاح جواب می‌دهیم که «بله، اما اگر آقای دکتر بین مریض ما را ببینند بهتر است»کسی نمی‌خندد.«طبقهء چهارم تشریف بیاورید درب را هم پشت سرتان ببندید.»
جلوی در طبقه چهارم جوان خوش‌سیمای کروات زده‌ای از ما استقبال می‌کند.
چند نفر دیگر هم به همین سبک و سیاق داخل ساختمان هستند تا سوال‌هایی که هنوز در ذهن مشتریان به وجود نیامده را با دقت و وسواس غیرقابل وصفی جواب دهند. نیم طبقهء کوچکی که با قفسه‌های شیشه‌ای،مملو از اجناس شیک پرشده است و زرق و برق آن چشم هر بیننده‌ای را می‌زند.تا این‌جای داستان فقط کمی غیرمعمولی است. این حساسیت‌ها برای آمد و رفت‌ها و گرفتن وقت قبلی آن هم برای تماشای لباس و کیف و کفش را هم می‌توان به پای «کلاس» گذاشتن‌های معمول شرکت‌های شمال شهر گذاشت که از وقتی شنیده‌اند پزشک‌ها از چنین روشی نتیجه گرفته‌اند حالا بدشان نمی‌آید داستان منشی‌هایی که آقا یا خانم دکترشان تا شش ماه آینده وقت ندارد را در زمینهء پوشاک هم تجربه کنند اما با نزدیک شدن به اجسام و یا احتمالاً پرسیدن از قیت چند قلم از این اجناس علت این سیاست محافظه‌کارانه بیش‌تر خودش را نشان می‌هد. اولین مورد سوال کفشی با مارک  گوچی است. آقای راهنما سری به برچسب قیمت آن می‌زند «320 یورو یعنی یک چیزی حدود 350 یا 360 هزار تومان اما جنس‌اش فوق‌العاده است.»
به گمان این‌که اتفاقات عجیبی در بازار یورو به وجود آمده از خیر آن می‌گذریم و سراغ یک کفش مردانه می‌رویم. باز هم همان آقا لبخند می‌زند و به حسن انتخاب ما تبریک می‌گوید:«قیمتش چیزی در حدود یک‌هزار و 500 یوروست.» تا بخواهیم ماشین‌حساب ذهنی را برای تبدیل رقم به کار بیندازیم خودش جمله‌اش را تکمیل می‌کند» یک میلیون و 700 هزار تومان.کار ایتالیاست. آخرین مدل است و در سالن‌های مد هم به نمایش درآمد.»
آن‌ طرف‌تر دختر و پسر جوانی مشغول چانه‌زنی بر سر یک پالتو زنانه هستند.دختر اصرار دارد که دوست ندارد پسر را به زحمت و خرج بیندازد اما پسر هم با سماجت از او می‌خواهد که تعارف را کنار بگذارد و اگر پالتو را پسندیده، بگوید. مکالمه‌ها جالب است.«عزیزم. حالا که زمستون داره تموم می‌شه باشد برای سال بعد»
«نه، اصلاً ،هنوز دو ماه مونده. امسال جای خودش سال بعد هم جای خودش»
«آخه...»
«آخه بی‌آخه. این‌هم که قیمتش مناسبه.»
«روش نوشته چه‌قدر؟»
«فکر کنم یک میلیون و هشتصد هزار تا...»
با تعجب و حیرت پالتویی که قیمتش از نظر آن‌ها مناسب تشخیص داده شده و یک میلیون و هشتصد هزار تومان قیمت دارد را برانداز می‌کنم اما غیر از من یکی دیگر از راهنماهای شیک‌پوش فروشگاه هم این مکالمه را شنیده.او هم برای رفع سوءتفاهم خودش را وسط می‌اندازد:«ببخشید من جسارتاً یک توضیح بدهم قیمت این کار 18 میلیون تومان است نه یک میلیون و هشتصد، البته قابل شما را ندارد..)!(»
پسر باز هم خودش را از تنگ و تا نمی‌انداز و اصرار دارد که پولش برای او اهمیتی ندارد اما این‌بار زودتر در برابر تعارفات دخترک تسلیم می‌شود و پالتو 18 میلیون تومانی به مکان اولیه‌اش روی یکی از قفسه‌ها برمی‌گردد. کنجکاوی دیوانه کننده در مورد این پالتو که حداقل در ظاهر از  سیستم خنک کننده یا گرم‌کننده برخوردار نیست نه ایربگ دارد و نه هوش مصنوعی که با این قیمت نجومی مسیر را به صاحبش نشان دهد، باعث شد در مورد آن سوال کنم;«یکی از جدیدترین کارهایی است که در اروپا مد شده، تمامش پوست طبیعی است و با ضمانتنامه فروخته می‌شود.
راهنما که متوجه علاقه و کنجکاوی من شده و احتمالاً به این دلیل که قدرت و توانایی کلام خود را برای جلب مشتری و دادن اطلاعات به آن به رخ مدیران فروشگاه بکشد ناخودآگاه باب گفت‌وگو را بازمی‌کند و هر چه که لازم است در مورد این مرکز فروش که به گفتهء خود آن‌ها در تهران یا حتی ایران کم‌نظیر یا حتی بی‌نظیر است روی دایره می‌ریزد.جواب او در مورد این‌که چرا این فروشگاه در تبلیغاتش به هیچ آدرسی اشاره نمی‌کند و یا حتی تابلویی مقابل درب آن نصب نشده تا مشتریان گذری را جلب کند جواب قانع کننده‌ای است: «ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که هنوز پذیرش و هضم برخی از ارقام و قیمت‌های اجناس ما در آن ممکن نیست. ما دنبال مشتری‌های خاص هستیم که آن‌ها را هم داریم.» با تعجب می‌پرسم که آیا کسی هست که 18 میلیون تومان بابت یک پالتو بپردازد: «بله اگر نبود که ما این‌ها را نمی‌آوردیم. ما این‌جا کت و شلوار با مارک میلیونری داریم که برای چند تا از مشتری‌هایمان از این کت و شلوار و پالتوها سفارش می‌دهیم تا برایمان بفرستند.»
آن‌ها حتی برای نحوهء عرضهء اجناس که در سالنی کوچک انجام می‌شود هم دلیل دارند: «این‌جا شاید یک هزارم از اجناس ما در معرض دید قرار دارند. نحوهء کار ما با مشتری‌ها به این شکل است که شما هر سبکی از کفش یا لباس را که بخواهید ما شما را به یکی از طبقات زیرین می‌بریم و آن‌جا انواع مدل‌ها را به شما عرضه می‌کنیم. مثلاً من همین امروز یک مشتری برای کفش داشتم و چون ما دو طبقه کلاً کفش داریم کار ما از ساعت چهار بعدازظهر شروع شد و بالاخره ساعت هشت شب ایشان یکی از کفش‌های ما را پسندید و خرید.»
از قرار معلوم و برخلاف تصور ما این تعداد مشتری‌ها کم هم نیستند، کسانی که برای یک دست کت و شلوار از 700 هزار تومان تا پنج میلیون تومان هزینه می‌کنند.کفش یک و نیم میلیونی می‌پوشند و سنجاق کروات را با دکمهء سر آستین کت ست می‌کنند، چکمهء سه میلیونی سفارش می‌دهند، آدرس و شمارهء تلفن خود را به این فروشگاه داده‌اند تا در صورت رویت هرگونه مد جدید هرچه سریع‌تر و قبل از دیگر رقبا آن‌ها را در جریان بگذارند تا برای مهمانی‌های آخر هفته بیش‌تر بتوانند فخرفروشی کنند.
 این فروشگاه در شمال شهر تهران مدعی است که پوشاکی به تن شما می‌کند که فقط مردان و زنان سرشناس دنیا مثل هنرپیشه‌ها یا ستاره‌های فوتبال می‌پوشند


کلمات کلیدی: خیلی جالب
 
گریه کن تا تمام شود
ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢۳  

مادری فرزندش را از دست داده بود و در فـراق او سخت می گریست. هـرکس نزد مـادر می آمد او را دلداری می داد و از او می خواست دست از زاری و گریه بردارد. یکی می گفت که با گریه کودک به دنیا بر نمی گردد و آن دیگری می گفت که دل بستن به هر چیزی در این دنیا کار بیهوده ای است و انسان عاقل باید به هیچ چیز این دنیای فانی دل نبندد. در این اثنا شیوانا از آن محل عبور می کرد و صدای ناله وضجه زن را شنید. بالای سر زن ایستاد و با صدای بلند گفت: "گریه کن مادر من! او دیگر بر نمی گردد و دیگر نمی توانی صورت و حرکات او را شاهد و ناظر باشی. تا دیر نشده هرچه می توانی گریه کن که فردا وقتی از خواب برخیزی احساس می کنی که دیگر این احساس دلتنگی را نداری و چهل روز بعد دیگر کمتر به یاد دلبندت خواهی افتاد. پس امروز را تا می توانی گریه کن!"

نقل می کنند که زن از جا برخاست. مقابل شیوانا ایستاد و در حالی که سعی می کرد دیگر گریه نکند گفت:" راست می گویی استاد! الان اگر گریه کنم دیگر او را فراموش می کنم، پس دیگر برایش گریه نمی کنم تا همیشه بغض نترکیده ای در درون دلم باقی بماند و خاطره اش همیشه همراهم باشد."

زن این را گفت و سوگوار از شیوانا دور شد. شیوانا زیر لب گفت:" ای کاش زن همین جا گریه اش را می کرد و همه چیز را تمام می کرد. او بار این مصیبت را به فرداهای خودش منتقل کرد و دیگر نمی تواند آرام بگیرد."

 


کلمات کلیدی: دانستنیها ،کلمات کلیدی: شیوانا
 
فقط برای خودت!
ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢۳  

روزی پسـری جـوان و پرشـور از شهـری دور نزد شیوانا آمد و به او گفت که می خواهد در کمترین زمان ممکن درس های معرفت را بیاموزد و به شهر خودش برگردد. شیوانا تبسمی کرد و گفت: برای چه این قدر عجله داری!؟

پسرک پاسخ داد: می خواهم چون شما مرد دانایی شوم و انسان های شهر را دور خود جمع کنم و با تدریس معرفت به آن ها به خود ببالم!

شیوانا تبسمی کرد و گفت: تو هنوز آمادگی پذیرش درس ها را نداری! برگرد و فعلاً سراغ معرفت نیا!

پسرک آزرده خاطر به شهر خود برگشت. سال ها گذشت و پسر جوان به مردی پخته و باتجربه تبدیل شد. ده سال بعد او نزد شیوانا بازگشت و بدون این که چیزی بگوید مقابل استاد ایستاد! شیوانا بلافاصله او را شناخت و از او پرسید : آیا هنوز هم می خواهی معرفت را به خاطر دیگران بیاموزی؟!

مرد سرش را پایین انداخت و با شرم گفت: دیگر نظر دیگران برایم مهم نیست. می خواهم معرفت را فقط برای خودم و اصلاح زندگی خودم بیاموزم. بگذار دیگران از روی کردار و عمل من به کارآیی و اثر بخشی این تعلیمات ایمان آورند.

شیوانا تبسمی کرد و گفت: تو اکنون آمادگی پذیرش تمام درس های معرفت را داری. تو استاد بزرگی خواهی شد! چرا که ابتدا می خواهی معرفت را با تمام وجود در زندگی خودت تجربه کنی و آن را در وجود خودت عینیت بخشی و از همه مهم تر نظر دیگران در این میان برایت پشیزی نمی ارزد!

 


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ،کلمات کلیدی: شیوانا
 
آرامش ابدی
ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢۳  

روز مردی نزد شیوانا آمد و از او خواست تا راه رسیدن به آرامش ابدی را به او بیاموزد. شیوانا تبسمی کرد و گفت: آرامش کامل و دایمی وجود ندارد. هر یک از ما شبیه قطرات آبی هستیم که در یک رودخانه بی نهایت و ابدی در حرکتیم. مرد به شدت عصبانی شد و فریاد زد: این یعنی که ما انسان ها مجبوریم تا ابد در ناآرامی و بی قراری زندگی کنیم و هرگز روی آرامش را نبینیم!؟ شیوانا لبخندی زد و پاسخ داد: مادامی که خود را قطره ای مستقل و بی ارتباط با دیگر قطرات رودخانه هستی بدانی آری! هرگز روی آرامش را نخواهی دید. اما وقتی خود را با رودخانه یکی بدانی دیگر آرام ماندن برای تو اهمیتی نخواهد داشت. تو کل رودخانه را و تمام عظمت آن را وقتی به صورت ابر در آسمان است و به شکل باران به اعماق زمین فرو می رود و سپس به صورت چشمه از کوه ها جریان می یابد و در نهایت به دریا می ریزد تا زیر اشعه خورشید به بخار و ابر تبدیل شود یک جا حس می کنی. وقتی تو کل رودخانه را به این شکل واحد و یک پارچه و یک جا ببینی آن گاه احساس می کنی آرامش مورد نظرت ناگهان در تمام وجود تو حاکم می شود و تو ابدیت یک آرامش پویا اما ماندگار را با تمام اجزای وجودت حس می کنی. تنها در این صورت است که آرامش ابدی را درک خواهی کرد. مرد از شیوانا پرسید: چگونه می توانم کل این ارتباط یک پارچه و عظیم را به یکباره درک کنم!

شیوانا تبسمی کرد و گفت: از طریق جست و جوی دایمی معرفت! این همان روشی است که من عمری در تلاش آن هستم.


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ،کلمات کلیدی: شیوانا
 
شیوانا که بود؟
ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢۳  

آرام ترین انسان


یکی از دوستان شیوانا، عارف بزرگ، تاجر مشهوری بود. روزی این تاجر به طور تصادفی تمام اموال خود را از دست داد و ورشکسته شد و از شدت غصه بیمار گشت و در بستر افتاد.

شیوانا به عیادتش رفت و بر بالینش نشست. اما مرد تاجر نمی توانست آرام شود و هر لحظه مضطرب تر و آشفته تر می شد. شیوانا دستی روی شانه دوست بیمارش زد و خطاب به او گفت: دوست داری آرام ترین انسان روی زمین را به تو نشان بدهم که وضعیتش به مراتب از تو بدتر است ولی با همه این ها آرام ترین و شادترین انسان روی زمین نیز هست!؟

دوست شیوانا تبسم تلخی کرد و گفت: مگر کسی می تواند مصیبتی بدتر از این را تجربه کند و باز هم آرام باشد؟ شیوانا سری تکان داد و گفت: آری برخیز تا به تو نشان بدهم.

مرد تاجر را سوار گاری کردند و شیوانا نیز در کنار گاری پای پیاده به حرکت افتاد. یک هفته راه سپردند تا به دهکده دوردستی رسیدند که زلزله یک سال پیش آن را ویران کرده بود. در دهکده زلزله زده، شیوانا سراغ مرد جوانی را گرفت که لقبش آرام ترین انسان روی زمین بود.

وقتی به منزل آرام ترین انسان رسیدند دوست بیمار شیوانا جوانی را دید که درون کلبه ای چوبی ساکن شده است و مشغول نقاشی روی پارچه است. تاجر ورشکسته با تعجب به شیوانا نگریست و در مورد زندگی آرامترین انسان پرسید.

شیوانا او را دعوت به نشستن کرد و در حالی که آرام ترین انسان برای آن ها غذا تهیه می کرد برای تاجر گفت که این مرد جوان، ثروتمندترین مرد این دیار بوده است. اما در اثر زلزله نه تنها همه اموالش را از دست داد بلکه زن و کلیه فرزندان و فامیل هایش را هم از دست داده است. او آرام ترین انسان روی زمین است چون هیچ چیزی برای از دست دادن ندارد و تمام این اتفاقات ناخوشایند را بخشی از بازی خالق هستی با خودش می داند. او راضی است به هر چه اتفاق افتاده است و ایام زندگی خود را به عالی ترین شکل ممکن سپری می کند. او در حال بازسازی دهکده است و قصد دارد دوباره همه چیز را آباد کند و در تنهایی روی پارچه طرح های آرام بخش را نقاشی می کند و به تمام سرزمین های اطراف می فروشد.

مرد تاجر کمی در زندگی و احوال و کردار و رفتار آرام ترین انسان روی زمین دقیق شد و سپس آهی عمیق از ته دل کشید و گفت: فقط کافی است راضی باشی! آرامش بلافاصله می آید!

در این هنگام آرام ترین انسان روی زمین در آستانه در کلبه ظاهر شد و در حالی که لبخند می زد گفت: فقط رضایت کافی نیست! باید در عین رضایت مدام و لحظه به لحظه ، آتش شوق و دوباره سازی را هم دایم در وجودت شعله ور سازی باید در عین رضایت دائم، جرات داشتن آرزوهای بزرگ را هم در وجود خودت تقویت کنی. تنها در این صورت است که


کلمات کلیدی: دانستنیها ،کلمات کلیدی: شیوانا
 
شباهت ازدواج کردن و سربازی رفتن !!
ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢۳  

آقایان ، آقا پسرها ، مردان مجرد و متاهل ، افراد ذکور جامعه ...
 
آیا تا کنون با خود اندیشیده اید که به چه دلیل خدمت مقدس سربازی اجباریست ؟
 
چرا از قدیم و ندیم گفته اند که تا خدمت نروی مرد نمی شوی ؟!
 
چرا اکثر مردان موفق ، عامل اصلی این موفقیتشان را ۲ سال خدمت سربازی می دانند ؟!
 
چرا ۹/۹۹درصد خانواده های دختر دار حاضر نیستند به پسری که هنوز خدمت نرفته دختر بدهند ؟!
 
و چرا اکثر پسرهایی که قبل از سربازی رفتن زن می گیرند در آینده با مشکلاتی مواجه می شوند؟!
 
 
هدف از طرح این سوالات ، آماده کردن ذهن شما خوانندگان محترم جهت پی بردن به عمق فاجعه می باشد !
 
پاسخ تمام سوالات فوق در یک جمله خلاصه می شود و آن این است که ( خدمت سربازی یک دوران آموزشی و تمرینی است جهت آشنایی هر چه بیشتر و بهتر آقایان مجرد با زندگی زناشویی ! )
 
بله ، درست شنیدید . شباهت های انکار ناپذیر میان خدمت سربازی و زندگی زناشویی آنقدر زیاد است که از دیرباز ، در اکثر کشور های دنیا خدمت سربازی اجباری را قرار دادند تا تمام افراد ذکور جامعه ، قبل از افتادن به دام ازدواج ( ببخشید ! منظورم قبل از متاهل شدن بود ) برای ۲ سال طعم زندگی مشترک را بچشند تا در ۱۰۰ سال آینده ، زیاد احساس رنج و عذاب نکنند !
 
 
 
و اما شباهتهای میان خدمت سربازی و زندگی زناشویی برای آقایان :
 
 
 
۱- چه در خدمت سربازی و چه در زندگی زناشویی ، چه بخواهی و چه نخواهی کچل خواهی شد و یا بعبارت بهتر ، کچلت خواهند کرد ! البته این کچلی در خدمت سربازی توسط ماشین اصلاح و در زندگی مشترک توسط عواملی چون : استرس شدید ، سوء تغذیه ، کندن بصورت لاخ لاخ توسط همسر ، چپ شدن ماهیتابه روغن داغ روی سر و ... صورت می گیرد ! نا گفته نماند که این کچلی در آقایان به نسبت نوع مو ، جنس ریشه مو ، عوامل ارثی و ... متفاوت است ولی به هر حال به قول معروف : دیر و زود داره ولی بالاخره هممون کل پا می شیم !
 
 
۲- شباهت بعدی در زمینه داشتن فرمانده و بعبارتی ، فرمانبردار شدن است ! به محض ورود به پادگان و یا منزل مسکونی مشترک ( خانه بخت ) ، هر مردی یک فرمانبردار بی چون و چرا محسوب می شود که اگر طالب جان و سلامتی جسمی و روحیش می باشد ، باید تمام فرامین فرمانده و یا همسر خود را بر روی تخم چشمانش بگذارد و هر گونه تخطی از دستورات فرمانده و همسر ، پاسخی جز گلوله ، حبس ، اضافه خدمت ( در خدمت سربازی ) و افتادن توی سماور پر از آب جوش ، هدف قرار گرفتن با ساتور ، رفتن دست توی چرخ گوشت ، پرت شدن از پنجره طبقه هفتم به بیرون ، گشنگی و تشنگی کشیدن و ... ( در زندگی زناشویی ) نخواهد داشت !
 
 
۳- شباهت سوم در این نکته اقتصادی خلاصه می شود که چه سرباز و چه مرد متاهل ، میزان پولی که در آخر برج به دست او خواهد رسید ، فقط به میزانیست که کفاف بر طرف کردن نیازهای اساسی او را بدهد و چیزی جهت پس انداز کردن و یا خرج کردن در زمینه هایی غیر از نیازهای اساسی نخواهد ماند و در این میان ، سرباز و مرد متاهل ، هر چقدر هم که جان بکنند و عرق بریزند ، فرقی به حال فرمانده یا همسرش نخواهد کرد و باطبع تاثیری در جهت افزایش مستمری آنان نخواهد داشت ، بعبارت بهتر ، در هر دو جا یکی باید کار کنه تا اون یکی حال کنه !
 
 
۴- از دیگر شباهتهای موجود میان این دو قشر آسیب پذیر جامعه ، شباهت در آرزو کردن است ! بدین معنا که هر پسری پس از ورود به پادگان و خانه بخت است که قدر زندگی در خانه پدری را می فهمد و از اعماق وجودش و با تمام اعضا و جوارحش آرزو می کند که ای کاش هنوز هم در کنار پدر و مادرش بسر می برد و ایضا خودش را نیز لعنت خواهد کرد که چرا قدر آن روزهای شیرین را ندانسته است ! چرا که در پادگان و خانه مشترک دیگر کسی غذای مفت به او نمی دهد ، لباسهایش را نمی شوید و اتو نمی زند ، کسی نازش را نمی کشد و ... و فقط خود اوست که مسئول انجام تمام کارهای شخصی اش و نیز کارهای چند نفر دیگر می باشد !
 
۵- از دیگر شباهتها می توان به این نکته اشاره کرد که اکثر سربازی رفته ها و اکثر مردان متاهل متفق القول هستند که در این ایام ، هر روز به اندازه یکسال برای آنها می گذرد و ثانیه ها حکم ساعت را پیدا می کنند که به احتمال زیاد دلیل آن ، مواردی مشابه موارد فوق می باشد !
 
 
۶- و در نهایت اینکه چند ماه پس از آنکه کارت پایان خدمت یا قباله ازدواج را دریافت کردید ، صدای خواندن این شعر معروف در گوشتان خواهد پیچید که : ( گول خوردی آی گول خوردی ! )
زیرا آن موقع است که تازه دوزاریتان جا می افتد که با این کارت و قباله نه کاری به آدم می دهند و نه وام ازدواج و نه خیلی از چیزهای دیگر که شما را به بهانه آنها در این راه وارد کرده بودند ، پس متوجه خواهید شد که تنها مورد استفاده ای که برای شما خواهند داشت این است که می توانید از آنها برای امانت دادن به کلوپ جهت کرایه فیلم استفاده نمایید !!!


کلمات کلیدی: طنز
 
حیوانات باهوش ترین
ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢۳  

گفته می شود که شامپانزه، دلفین، نهنگ و خوک از باهوش ترین حیوانات هستند.

  هوش حیوانات موضوعی است که از دیرباز ذهن انسان را به خود مشغول کرده است. هم اکنون دهها مؤسسه علمی و تحقیقی در این زمینه پژوهش می کنند. دانشمندان در سالهای اخیر جوانب بیشتری از این موضوع را روشن کرده اند.
تحقیقات و آزمون های زیادی در زمینه قدرت حافظه و توانایی های مغزی حیوانات صورت گرفته است. گفته می شود که شامپانزه، دلفین، نهنگ و خوک از باهوش ترین حیوانات هستند.
سال گذشته سگی به نام ریکو رکورد باهوشی را شکست. او می توانست با شنیدن نام اشیاء گوناگون، تا ۲۵۰ شیئی را شناسایی کند.
شامپانزه برای برداشتن موزی که بالای سر اوست، چند جعبه را روی هم قرار می دهد.
بعضی از حیوانات مانند اسب قادر به شمارش چند عدد هستند. اما دانشمندان عقیده دارند که توانایی هایی مانند شمردن اعداد و خواندن در انحصار ذهن انسانی است، زیرا این دو قابلیت به زبان وابسته هستند.
نکته مهمی که سیرک بازان به خوبی به آن واقف هستند این است که "هوش" حیوانی به غریزه وابسته است و تنها در ازای "پاداش" به کار می افتد.

طوطی خیلی باهوش نیست!

بنا به نتایج تحقیقی که در یک کنفرانس علمی در واشنگتن عرضه شد، یک دانشمند کانادایی در مطالعه رفتار پرندگان به نتایج تازه و غیرمنتظره ای رسیده است. پرندگان برای رسیدن به طعمه درجات گوناگونی از هوش و زرنگی را نشان می دهند.
طوطی مغز نسبتا درشتی دارد. او قادر به تکرار اصوات و کلمات است، که به قابلیت سخن گویی این پرنده تعبیر می گردد. اما طوطی در چند آزمون رد شده است.
طوطی نزد انسانها از محبوبیت زیادی برخوردار است. اما در واقع این علاقه ربطی به هوش این حیوان ندارد. در برابر، مردم کلاغ را دوست ندارند، چون سیاه است و قیافه زشتی دارد. آزمون نشان می دهد که کلاغ، دارکوب و عقاب باهوش ترین پرندگان هستند

 

 


کلمات کلیدی: دانستنیها ،کلمات کلیدی: علمی
 
چگونه از پوست خود در سرمای زمستان محافظت کنیم .
ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢۳  

متخصصان پوست دانشگاه داک در آمریکا خاطرنشان کرده‌اند که هوای خشک زمستان می‌تواند باعث خشکی و خارش پوست شود اما راهکارهای ساده‌ای برای حفاظت از پوست شما وجود دارد.
دکتر سارا مایرز، متخصص پوست در دانشگاه آمریکایی داک در بیانیه‌ای اظهار داشت: تلاش و کنترل برخی از بخش‌های محیط زیست اطراف شما برای حفظ سلامت بدن امری ضروریست. هدف از ارایه این بیانیه مربوط نگهداشتن پوست تا حد امکان برای جلوگیری از هر گونه ایجاد خارش، تحریک پذیری و قرمزی پوست است.


این متخصص پوست راهکارها زیر را برای این منظور ارایه کرده است:
- از مرطوب کننده‌های هوا در کل فضای خانه و یا حداقل در اتاق خواب استفاده کنید.
- دستکش حفاظتی برای حداقل کردن تماس مولکول‌های هوا با پوست دست بپوشید.
- زمان دوش گرفتن و حرارت آب را کاهش دهید.
- به جای صابون‌های معطر از صابون‌های نرم کننده برای شست‌وشوی بدن و از شامپوهای مرطوب کننده برای شستن موهایی که اغلب مجعد و سشوار کشیده هستند استفاده کنید.
- پس از دوش گرفتن و قبل از خشک کردن بدن به طور کل پوست را با مرطوب کننده یا کرم‌های نرم کننده آغشته کنید.
- افرادی که درصد خشکی پوست آنها بسیار بالاست باید از مرطوب کننده‌های غلیظ‌ تر، چرب و پماد استفاده کرده و انگشتان پا و بند انگشت را کاملا به آن آغشته کنید.
-برای حفاظت از لب‌ها از کرم‌های نرم کننده حاوی وازلین استفاده کنید.
در صورتی که با انجام این دستورالعمل‌ها خشکی پوست شما افزایش پیدا کرد و محصولات بدون نیاز به نسخه پزشک اثربخش نبود باید با پزشک مشورت کنید. همچنین برای افزایش نقطه‌های قرمز بر روی پوست، پوسته‌ پوسته شدن پوست و نیز ترک خوردگی پاشنه پا نیز حتما باید به پزشک مراجعه کنید.

 

 


کلمات کلیدی: دانستنیها ،کلمات کلیدی: علمی
 
جهان های دیگری 2
ساعت ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢۳  


 آیا تا کنون اندیشیده اید که جهان های دیگری هم وجود دارد و افرادی مشابه ما در سیاره های دیگری زندگی‌ می‌ کند؟


  
  جهانی‌ در کنار جهان ما

آیا تا کنون اندیشیده اید که جهان های دیگری هم وجود دارد و افرادی مشابه ما در سیاره های دیگری زندگی‌ می‌ کند؟

 

سال 1909 بود در همان حال که جفری تیلور مشغول انجام آزمایش های خود بود می‌ اندیشید که چرا این همه زحمت متحمل می‌ شود. زیرا از قبل می‌ توانست نتیجه آزمایش را حدس بزند. با وجود این چون استاد راهنمایش جوزف تامسون در دانشگاه کمبریج این را از او خواسته بود به کار خود ادامه می داد. سوزن را در جای خود گذاشت،منبع نورانی‌ را روشن کرد و به منظور کنترل مقدار نوری که باید از دستگاه می‌ گذشت فیلتر را تنظیم کرد. سپس شیشه ی حساس عکاسی‌ را در مقابل نور خورشید قرار داد و پس از کنترل مجدد تمام قسمت ها برای گذراندن تعطیلات از آزمایشگاه اش‌ خارج شد.

هنگامی‌ که تیلور بار دیگر قدم در آزمایشگاهش گذاشت موفق به کشفی‌ حیرت آور شده بود. بر روی شیشه ی حساس عکاسی‌ نوار هایی‌ تیره و روشن نقش بسته بود. طرحی‌ کاملا واضح از تداخل پرتو های نورانی‌. قبلا طرحی‌ مشابه این توسط تعدادی از فیزیکدانان و با کمک تجهیزات مشابه به دست آماده بود. اما طرح تیلور واقعا خیره کننده بود چرا که در آزمایش خود تیلور به درخواست تامسون از نوری فوق العاده ضعیف استفاده کرده بود. نوری که قدرتش مانند نور یک شمع در فاصله یک مایلی‌ بود. به همین دلیل تیلور و توماس انتظار داشتند که حتی‌ پس از گذشت چندین هفته باز هم هیچ علامتی‌ از آثار تداخل بر روی شیشه حساس عکاسی‌ دیده نشود در نتیجه هنگامی‌ که آنها شیشه حساس را مورد بررسی‌ قرار داردند، بسیار شگفت زده شدند. حتی‌ توماس که به دلیل کشف الکترون موفق به اخذ جایزه نوبل شده بود نمی‌ توانست اظهار تعجب نکند. از آن تاریخ بعد بحث های زیادی درباره (( تداخل فوتونی‌ )) صورت گرفت. اما امروزه فیزیکدانها معتقدند که چنین تداخلی‌ دلیل محکمی‌ است برای اثبات آن چیزی که همیشه جز داستان های علمی تخیلی به حساب می‌ آمدند، یعنی‌ جهان های مشابه.

اندیشه ای جهانی‌


کشف تیلور در ارتباط با جهان بزرگ، شاید نقطه پایانی‌ باشد بر بحث هایی‌ که از 2000 سال قبل آغاز شده بود. از زمان های دور فلاسفه معتقد بودند که تعریف جهان، ما را به نتایج چشمگیری رهنمون می‌ کند. 56 سال قبل از میلاد، شاعر و فیلسوف رومی‌ لوکرتیوس گفته بود: (( اگر جهان مرز دارد پس چه چیزی فراسوی آن مرز است؟ آیا آن هم جهان است؟ کهن جهان یعنی‌ همه چیز پس جهان باید نامحدود و بدون مرز باشد.

از آن زمان تا حدود یک قرن پیش چنین بحث هایی‌ به فراموشی‌ سپرده شده بود تا اینکه اینشتین نظریه خود در مورد جاذبه را ارائه کرد. نظریه ای که با عنوان نظریه نسبیت عام GR شناخته می‌ شود و موضوعی‌ حیرت آور با این عنوان مطرح می‌ کند: (( در حالیکه هیچ گونه مرزی وجود ندارد، جهان می‌ تواند محدود باشد.))

برای درک این مساله مثال ساده ای مطرح شد. تصویری سه بعدی از جهان را تصور کنید که پیچ خورده، گلوله می‌ شود تا به شکل یک توپ در آید.حال تصور کنید که تعدادی مورچه به آرامی‌ بر سطح آن حرکت می‌ کنند. آنها هر قدر بر سطح این کره حرکت کنند، هیچ گاه با مرزی روبرو نمی شودند. در حالی که در حقیقت سطح زیر پایشان محدود است.

بر طبق نظریه اینشتین اگر مقدار کافی‌ ماده و انرژی وجود داشته باشد، جهان می‌ تواند هم محدود باشد و هم بدون مرز. با این وجود مشاهدات اخیر درمورد فضا فیلسوف رومی‌ لوکرتیوس را تایید می‌ کند. شواهد به دست آمده از ستاره های دور دست و گرمای به جا مانده از انفجار بزرگ یا بیگ بنگ نشان می‌ دهد که جهان از نظر بعد نامحدود است و ما تنها بخش کوچکی‌ از این دنیای بی‌ کران و با عظمت را میبینیم یعنی‌ بخشی‌ که نور آن پس از گذشت 13 میلیارد سال نوری یا کمی‌ بیشتر از زمان انفجار بزرگ به چشم ما می‌ رسد.

با وجود چنین موانعی‌ بر سر راه دانش تقریبا می‌ توان با قطعیت گفت که چه حوادثی‌ در این جهان نامحدود اتفاق می‌ افتد. اگر بخواهیم به این سوال تنها در یک کلمه پاسخ بدهیم، جواب این است( هر چیزی )) مثلا در همین لحظه و در نقطه ای که حتی‌ فاصله اش قابل درک نیست یعنی‌ در فاصله ای چندین ترلیون سال نوری، نسخه مشابه شما شما در پشت میز کامپیوتر نشسته است و در حال خواندن این متن است! و یا در مکان دیگری نسخه دیگری از شما در حال برنده شدن جایزه نوبل است و یا...

به طور خلاصه، یک دنیای نا محدود شامل تعداد نامحدودی از هر چیز قابل باور و غیر قبل باور است. به عبارت دیگر، چنین دنیایی‌ شامل بی‌ نهایت نسخه مشابه از آن چیز هایی‌ است که ما میبینیم 
  

 


کلمات کلیدی: دانستنیها ،کلمات کلیدی: علمی
 
جهان های دیگری 1
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢۳  

تصویری گسترده تر

چنین نتایج شگفت انگیزی باعث خلق واژه های جدیدی برای این دنیای نامحدود گشته است:چند جهانی‌(MULTI VERSE ) . در حال حاضر لغت جهان تنها به بخش کوچکی‌ از مالتی‌ ورس که ما قادر به مشاهده آن هستیم، اشاره می‌ کند. چنین اختلافی‌ به ما کمک می‌ کند تا به پاسخ برخی‌ سوالات حیرت آور دست پیدا کنیم. به عنوان نمونه، چرا دنیای ما و قوانین حاکم بر آن تنها بر پایه وجود و هستی‌ و زندگی‌ بنا شده است؟

برخی‌ معتقدند که دلیل آن این است که دنیا توسط خالقی‌ خیر خواه خلق شده است. اما در دیدگاه چند جهانی‌، ما تنها در یکی‌ از جهان های مشابه بی‌ شمار زندگی‌ می‌ کنیم.

امروزه بسیاری از فیزیکدانان معتقدند که جهان مشابه (Parallel Universes ) اهداف عالی‌ تری را دنبال می‌ کنند. آنها معتقدند که این دیدگاه به بسیاری از پرسش های شگفت انگیز در تمامی‌ رشته های علمی‌ پاسخ می‌ دهد. سوالاتی‌ که در نتیجه آزمایشات مختلف در مورد ساختار و طبیعت ماده و انرژی ایجاد شده اند. دانشمندان از طریق همین آزمایش ها متوجه شده اند که موج های رادیویی‌ از قبیل نور و گرما ، خصوصیات ذره ای نیز دارند و انرژی خود را از ((کوانتا)) به دست می‌ آودند.

بسیاری از فیزیکدانان برجسته قرن گذشته، از جمله اینشتین تلاش کردن تا پاسخی‌ برای این اثر تداخلی‌ بیابند. و در نهایت تلاش آنها منجر به خلق نظریه نوینی‌ شد به نام نظریه کوانتوم.

در سال 1925 شرودینگر فیزیکدان اترشی‌، معادله ای را ارائه کرد که به نظر می‌ رسید بتوان به کمک آن به اصول و مبنی‌ یافته های نوین دست یافت. در وهله اول به نظر می‌ رسید این معادله مانند دیگر معادلات فیزیک به منظور توضیح رفتار موج گونه به کار میروند. اما چیزی شگرف در این معادله وجود داشت. طبق معادله شرودینگر هر ذره از طیف وسیعی‌ از امواج شکل گرفته که هر کدام از آنها یکی‌ از وضعیت های ذره را نشان می‌ دهند.


مساله ای که به مدت چند دهه باعث شگفتی‌ شرودینگر و دیگر فیزیکدانان گردید این بود که یک ذره چطور خود را از دیگر وضعیت های ممکن خلاص می‌ کند. در نهایت اکثر آنها نظریه تفسیر کپنهاگن (Copenhagen Interpretation) را که توسط نیلز بور، فیزیکدان دانمارکی‌ ارائه شده بود پذیرفتند. هر چند هنوز مشخص نیست که این مساله چرا و چگونه اتفاق می‌ افتاد.

در سال 1957 یک دانشجوی فارغ التحصیل پرینستون به نام هاف اورت با ارائه پیشنهادی جسورانه با نظریه نیلز بور مخالفت کرد. بر طبق نظریه مشهور او به نام (Many Worlds Interpretation) وجود طیف وسیعی‌ از امواج دلیلی‌ است بر وجود همزمان یک ذره در تعداد زیادی از جهان های مشابه، در حالیکه ما تنها یکی‌ از وضعیت های ممکن را میبینیم، زیرا در هر یک از جهان های مشابه تنها یک وضعیت وجود دارد. بدین ترتیب وضعیتی‌ را که ما در حال حاضر شاهد آن هستیم وضعیتی‌ است که به جهان خود ما اختصاص دارد. با این حال، جهان های دیگر بر آنچه تاثیر می‌ گذارند. به نحوی که در نتیجه تاثیر امواج آنها بر امواج موجود در جهان ما (حتی‌ یک ذره) اثرات تداخلی‌ ایجاد می‌ شود.


بدین ترتیب جفری تیلور حق داشت که از نتیجه آزمایش خود دچار شگفتی‌ و حیرت شود چرا که او اولین فردی بود که جهان های مشابه را کشف کرد.


کلمات کلیدی: علمی ،کلمات کلیدی: دانستنیها
 
آتیش و پنبه
ساعت ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٠  

این هم حکایت آتیش و پنبه که قدیمیا میگفتن.
اولین عکس سفر رییس جمهور چین به امریکا

سفر بوش به چین (ایندفعه چینیه غیرتی شده و حواسش رو جمع کرده )


کلمات کلیدی: خیلی جالب
 
گرانترین قهوه از مدفوع حیوانی بنام لاوک تهیه میشود
ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٠  

آیا تا بحال به این فکر کردید که گرانترین قهوه دنیا چگونه تهیه میشود؟! گرانترین قهوه دنیا در اندونزی که Kopi luwak نام دارد از مدفوع حیوانی بنام luwak تهیه میشود.

 

luwak که از دانه های قهوه تغذیه میکند، فقط از پوست دانه های آن تغذیه میکند و هسته قهوه از بدن او دفع میشود که روستائیان آنها را جمع میکنند و هر کیلو مدفوع را به 850 دلار میفروشند.

از این قهوه "مرغوب" فقط سالانه 250 کیلو تهیه میشود و به قیمت بسیار گزافی فروخته میشود! بهتر است این را هم بدانید که پروفسوری در کانادا بر روی این قهوه تحقیقاتی به عمل آورده است و مدعی است که نه تنها این نوع قهوه باکتری بیشتری از دیگر قهوه ها ندارد بلکه کمتر هم دارد و هیچ گونه بیماری ای با نوشیدن این نوع قهوه انسان را تهدید نمی کند.

برای تهیه قهوه Kopi luwak آنها را شسته و سپس در گرمایی برابر 250 درجه سانیتگراد آنها را سرخ میکنند! کسانی که این قهوه را نوشیدن آن را بسیار دلپذیر معرفی میکنند. دانشمندان علت مزه خاص این نوع قهوه را دلیل بر این میدانند که دانه های این قهوه از روده luwak رّد میشوند و اسیدها و آنزیم هایی که با آنها قاطی میشوند باعث میشوند که پروئتین زیادی از آنها جدا شوند که همین امر باعث خاص بودن این نوع قهوه میباشد.

این هم چیزاش 


کلمات کلیدی: علمی ،کلمات کلیدی: دانستنیها ،کلمات کلیدی: خیلی جالب
 
خط مستقیم شهروندان آمریکایی به ایران
ساعت ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٠  

یک دختر خانم ایرانی 29 ساله دانشجوی دانشگاه ام آی تی MiT امریکا، با نام مستعار "رانا" (Rana) - شاید هم رعنا -  (با لباس سفید در عکس)  با کمک دوستش Nick Jehlen  (سایت   www.enoughfear.org) ، یه تلفن قرمز معمولی را به موبایلش وصل کرد و در  پارکی  بنام  Boston Common  در شهر بوستون (ایالت ماساچوست)  امریکا کنار خیابون گذاشت و تابلویی هم زیرش گذاشتند. با تیتر : خط مستقیم به ایران... او قبلا از طریق چت با ایرانیهای داخل ایران ارتباط برقرار کرده و شماره تلفنهاشون رو - با اجازه خودشون- گرفته بود. در این محل از عابران (امریکاییها) می خواست که به یکی از این شماره ها در ایران تلفن کنند و هر سوال سیاسی از طرف مقابل در ایران دارند بپرسند. این یک تلاش ساده برای ایجاد رابطه بین شهروندان دو کشور و کاهش سو تفاهم ها بود.

هدف از این پروژه ساده ایجاد ارتباط مستقیم و بی سانسور بین شهروندان معمولی ایران و امریکا بود. حدود  15 تا 20  رهگذر از این چت تلفنی استقبال و با ایرانیها چت کردند. سوالاتشون از مخاطبان ایرانی ساده بود: شغلت چیه؟. آیا به آینده امیدوار هستی؟ نظرت در باره جرج بوش و احمدی نژاد و امریکا و اسراییل چیه؟. جوابها ساده بود: همگی ایرانیها علاقمند به دوستی و رابطه صلح آمیز ملتها بودند و  خلاصه همون چیزایی که روزانه مردم در تاکسی ها و غیره میگن...


کلمات کلیدی: خیلی جالب ،کلمات کلیدی: ابتکار
 
هشت روش موثر در تمرکز حافظه
ساعت ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٠  

آیا اخیرا فراموش می کنید ، دسته کلید خود را کجا گذاشته اید؟ داخل اتاق میشوید بدون اینکه بدانید برای چه کاری به ان سمت میروید؟

آیا بعد از ریختن چای در استکان قوری را در یخچال می گذارید؟ شماره تلفن منزل خود را فراموش می کنید ؟

نگران نباشید! متخصصان معتقدند که استرس های روزمره تا حدی مغز انسان را تحت تاثیر قرار می دهند که کم حافظگی را به وجود می آورد.

روانشناسان در این زمینه توصیه می کنند که :

١. موز بهترین دوست حافظه
 ویتامین B بهترین تغذیه حافظه است و موز دارای این منبع غنی میباشد.

٢. مهربانی با خویشتن
 انجام کارهای مورد علاقه مانند خریدن یک شاخه گل , کتاب رمان, ملاقات دوستان قدیمی و ........ باعث افزایش ترشح هورمون " دوپامین " می شود که احساس خوبی را در فرد به وجود می آورد و این افزایش تاثیر مثبتی بر سلسله اعصاب و آن بخش از مغز که مسوول حافظه است میگذارد.

٣. قدم بزیند :
 زنان یا مردانی که در به طور مرتب قدم می زنند بسیار کمتر دچار فراموشی میشوند . چرا؟ تحقیقات نشان داده است که فعالیت ,ارتباط مغزی را در بخشی که ذهن مسوول حافظه است گسترش می دهد.

۴. غذای سس دار نخورید :
 بر اساس تحقیقات انجام شده برروی عادت غذایی بیش از ٨ هزار نفر , استفاده از این نوع سس ها و غذاهای سویا دارباعث کاهش قدرت حافظه می شود. علت آن است که یک ماده شیمیایی موجود در این نوع سس ها و سویا که گفته می شود ضد سرطان و بیماری قلبی است دقیقا عکس این خواص را با خود دارد. با این حال یک بار خوردن آن در هفته چندان مشکلی ندارد!

۵. خواب به موقع :

 یک استراحت خوب مغز می تواند اطلاعات بشتر و بهتری را به حافظه شما باز گرداند تا مغزی که تمام روز را بدون استراحت گذرانده باشد .

۶. بیشتر به خودتان برسید :
 تحقیقات نشان می دهد افرادی که رژیم های غذایی بسیار کم کالری در برنامه روزانه خود دارند نه تنها پروسه اطلاع رسانی را بسیار کند انجام می دهد بلکه از دیگر افراد هم سن و سال خود که این رژیم را ندارند نیز کمتر قادر به استفاده از حافظه خود می باشند. لذا به فکر خود باشید و رژیم های غیر موجه را فراموش کنید.

٧. چای گیاهی بنوشید :
 آهن برای عملکرد صحیح حافظه ضروری است و نوشیدنی های کافئین دار به علت دارا بودن موادی به نام " تانن " ( اسید تانیک) که ٧۵ درصد آهن موجود در بدن را از بین می برند.

٨. خوردن قند و شکر مصنوعی را کاهش دهید
 : این امر ممکن است در کاهش وزن به شما کمک کند اما نوشیدن بیش از یک یا دو نوشیدنی رژیمی در طول روز حافظه دراز مدت شما را تخریب می کند . خوشبختانه تاثیرات منفی این مسئله دائمی نیست و شما به راحتی می توانید با قطع مصرف شیرینی های مصنوعی مجددا حافظه خود را اصلاح کنید.


کلمات کلیدی: دانستنیها ،کلمات کلیدی: علمی
 
وزنه برداری به سبک هندی!!!
ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٠  

یه مرد 90 سانتیمتری هندی که بادی بیلدینگ هم کار میکنه .
یعنی در واقع کوچولوترین بدنساز دنیا از لحاظ هیکل این آقا کوچولو هست ...
این آقا کوچولو می تونه دمبل 1.5 کیلویی رو بلند کنه ..در حالی که وزن خودش 9 کیلو بیشتر نیست.
و هر روز جمعیت زیادی جمع میشن که این آقا کوچولو رو نگاه کنن

 

رومتو میگه من پس دوسال تمرین الان قوی ترین کوتوله ی دنیا هستم  و هیچ وقت کوچولو بودنم باعث
نشده که نا امید بشم و تمریناتم رو متوقف کنم.
تمرینات من شامل رقص ، آیروبیک و دمبل هست .مردم از دیدن من لذت میبرن و به شوهای تلویزیونی و رقص روی صحنه هم دعوت شده ام .
 
مربی رومئو ساعت های متمادی از روز رو صرف آموزش این بادی بیلدر 19 ساله می کنه تا ماهیچه های کوچولوی اونو به حد کمال قوی کنه .


مربی اون میگه :به خاطر جثه کوچک رومئو من تمرینات خیلی سخت براش برنامه ریزی نکرده ام ..ولی
اون کم و بیش تمام آموزشهایی  که بقیه دارن رو مثل اونا داره و بسیار پشتکار داره
آقا رومئو:من پول خوبی ازنمایش های رقص و بادی بیلدینگ در میارم ولی پول برام اهمیتی نداره و
من آرزوم اینه که بتونم یه عالمه سفر  کنم و تو لندن یه نمایش با قهرمان محبوبم جازی -بی
داشته باشم
بزرگترین آرزوی رومئو ستاره شدن نه تنها در هند بلکه در سراسر دنیاست.


کلمات کلیدی: دانستنیها ،کلمات کلیدی: ترین ها ،کلمات کلیدی: خیلی جالب
 
این داستان ماست
ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٠  

نجار پیری خود را برای بازنشسته شدن آماده میکرد. یک روز  او با صاحبکار خود موضوع را درمیان گذاشت.

پس از روزهای طولانی  و کار کردن و زحمت کشیدن ، حالا او به استراحت  نیاز داشت و برای پیدا کردن زمان این استراحت میخواست تا  او را از کار بازنشسته کنند.

صاحب کار او بسیار ناراحت شد  و سعی کرد او را منصرف کند ، اما نجار بر  حرفش و تصمیمی که گرفته بود پافشاری کرد.

سرانجام صاحب کار درحالی  که با تأسف با این درخواست موافقت میکرد ، از او  خواست تا به عنوان آخرین کار ، ساخ
ساخت خانه ای را  به عهده بگیرد.

نجار در حالت رودربایستی ، پذیرفت درحالیکه دلش چندان  به این کار راضی نبود. پذیرفتن ساخت این خانه برخلاف میل  باطنی او صورت گرفته بود. برای همین به سرعت مواد اولیه  نامرغوبی تهیه کرد و به سرعت و بی دقتی ، به  ساختن خانه مشغول شد و به زودی و به خاطر رسیدن  به استراحت ، کار را تمام کرد.

او صاحب کار را از  اتمام کار باخبر کرد. صاحب کار برای دریافت کلید این آخرین  کار به آنجا آمد. زمان تحویل کلید ، صاحب کار آن  را به نجار بازگرداند و گف
این داستان ماست.

ما زندگیمان را میسازیم. هر روز میگذرد.  گاهی ما کمترین توجهی به آنچه که میسازیم نداریم ، پس  در اثر یک شوک و اتفاق غیرمترقبه میفهمیم که مجبوریم در  همین ساخته ها زندگی کنیم.

اگر چنین تصوری داشته باشید ، تمام  سعی خود را برای ایمن کردن شرایط زندگی خود میکنیم. فرصت  ها از دست می روند و گاهی بازسازی آنچه ساخته ایم  ، ممکن نیست.

شما نجار زندگی خود هستید و روزها ، چکشی  هستند که بر یک میخ از زندگی شما کوبیده میشود. یک  تخته در آن جای میگیرد و یک دیوار برپا میشود.

مراقب سلامتی  خانه ای که برای زندگی خود می سازید باشید


کلمات کلیدی: داستان کوتاه
 
مصاحبه با خداوند در خواب
ساعت ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٠  

 خواب دیدم در خواب با خدا مصاحبه می کردم...
خدا از من پرسید: « پس می خواهی با من گفتگو کنی ؟»

پاسخ دادم: « اگر شما وقت داشته باشید»

خدا لبخندی زد و پاسخ داد:

«وقت من ابدیت است... چه سؤالاتی در ذهن داری که دوست داری از من بپرسی؟»

من سؤال کردم: « چه چیزی درآدمها شما را بیشتر متعجب می کند؟»

خدا جواب داد....

« اینکه از بودن در دوران کودکی  خسته می شوند - عجله دارند که زودتر بزرگ شوند...و بعد حسرت دوران کودکی خود را می خورند .»

«اینکه سلامتی خود را صرف بدست آوردن پول می کنند و بعد  پول خود را صرف سلامتی از دست  رفته مینمایند »

«اینکه با نگرانی به آینده فکر می کنند و حال خود را فراموش می کنند به گونه ای که نه در حال و نه در آینده زندگی می کنند»

«اینکه به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد و به گونه ای می میرند که گویی هرگز زنده نبوده اند .»

سپس من سؤال کردم:

«به عنوان خالق انسانها ، دوست داری که بندگانت چه درسهایی در زندگی بیاموزند؟»

خدا پاسخ داد:

« اینکه یاد بگیرند نمی توانند کسی را وادار به دوست داشتن خود کنند اما می توانند محبوب دیگران شوند »

« اینکه یاد بگیرند که خوب نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند»

«با بخشیدن ٫ بخشش یاد بگیرند .»

« یاد بگیرند که ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی عمیق در دل کسانی که دوستشان داریم ایجاد کنیم و ولی سالها وقت لازم خواهد بود  تا آن زخم التیام یابد . »

« یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری  دارد بلکه کسی است که نیازمند کمتری دارد .»

« اینکه یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را مشتاقانه دوست دارند اما نمی دانند که چگونه احساساتشان را بیان کنند یا نشان دهند»

« اینکه یاد بگیرند دو نفر می توانند به یک چیز نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند»

« اینکه یاد بگیرند کافی نیست همدیگر را ببخشند بلکه باید خود را نیز ببخشند»


خدا لبخندی زد و گفت...

«و بدانند من اینجا هستم»

« همیشه»

 


کلمات کلیدی: داستان کوتاه
 
متابولیسم چیست؟
ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٠  

به بیانی بسیار ساده، متابولیسم به مجموعه ی پروسه های بیوشیمیایی، و فیزیولوژیکی بدن انسان برای حفظ حالت هومیواستازی، نیز تجزیه ی مواد غذایی مصرفی توسط بدن، و همچنین استفاده از انرژی موجود در آنها اطلاق میگردد. یا به بیانی دیگر، متابولیسم مجموعه ی عملکرد های بیوشیمیایی بدن انسان می باشد.
همچنین، سرعت سوزاندن کالری های موجود در مواد غذایی مصرف شده توسط سلولهای بدن، به نرخ متابولیکی بدن انسان مرتبط می باشد. هر چه متابولیسم بدن سریع تر باشد، بدن با سرعت و نیز کارایی بیشتری قادر به هضم و جذب غذا ها و نیز سوزاندن چربی ها می باشد.
بدن انسان همواره و در تمامی شرایط، حتی در هنگام خواب و استراحت، در حال سوزاندن کالری می باشد. این کالری ها صرف کمک به حفظ حالت هومیو استازی بدن می گردند. زیرا که تمامی سلولها، بافت ها، و نیز ارگان های بدن انسان، برای انجام فعالیت های طبیعی خود نیازمند به صرف انرژی می باشند. به عنوان مثال، قلب برای پمپ کردن خون در سرتاسر بدن، ریه ها برای انجام عمل تنفس، و نیز سلول های مغزی(حتی در حالت خواب)،  برای انجام  کلیه ی فعالیت های خود نیازمند به صرف انرژی می باشند.
برخی از افراد به طور طبیعی دارای سرعت متابولیسم پایین تری نسبت به سایرین می باشند. این دسته از افراد سخت تر می توانند وزن خود را کم نمایند؛ و نیز بیشتر مستعد ابتلا به چاقی می باشند. به طور کلی، فعالیت های سلولی در سلولهای کودکان و نیز جوانان سریع تر بوده و بدین واسطه نیز در افراد جوانتر سرعت متابولیسم بالاتر می باشد. همچنین، به طور معمول با افزایش سن سرعت متابولیسم در یک فرد کاهش خواهد یافت.
به طور کلی، سرعت متابولیسم در بدن یک فرد، از بافتی تا بافت دیگر متفاوت می باشد. به عنوان مثال، سرعت متابولیسم در بافتهای ماهیچه ای بدن به مراتب بالا تر از سرعت متابولیسم در بافت چربی بدن می باشد.
 این بدان معناست که بافت های ماهیچه ای بدن قادر به سوزاندن مقادیر بالاتری از انرژی در مقایسه با بافتهای چربی می باشند.
 شایان ذکر است که بافتهای ماهیچه ای حتی در حالت استراحت کامل (به عنوان مثال در حالت نشستن بدون حرکت و یا حتی در هنگام خواب) نیز، قادر به مصرف و سوزاندن انرژی بسیار بیشتری در مقایسه با بافت های چربی میباشند.
این یکی دیگر از  مکانیزم هایی است که بر اساس آن ورزش کردن به حفظ سلامتی و همچنین به کاهش وزن بدن کمک می نماید. ورزش کردن، علاوه بر کمک به بهبود عملکرد کلیه ی سلولها و ارگانهای بدن، به افزایش جرم ماهیچه های بدن نیز کمک نموده و بدین واسطه موجب افزایش سرعت متابولیسم بدن می گردد.

 
حتی در حالتی که فرد به انجام هیچگونه فعالیت بدنی ای نیز مشغول نمی باشد، بدن همچنان قادر می باشد مقدار کالری بیشتری را فقط به واسطه ی افزایش سرعت متابولیسم خود بسوزاند. البته لازم به ذکر است که برای حفظ سرعت بالای  متابولیسم، پیروی از یک برنامه ی ورزشی مداوم و مستمر به فرد توصیه می گردد.

 
 
 
چه عواملی می توانند منجر به کاهش سرعت متابولیسم گردند؟
 
رژیم های طولانی مدت:
 
بدن انسان در طول دوران تکاملی خود، قادر بوده تا خود را به بهترین نحو به محیط اطراف وفق داده، و بدین واسطه شانس زنده ماندن خود را افزایش دهد. بدیهی است که در طول دوران تکامل فیزیولوژیکی انسانها، آب، مواد غذایی و نیز دیگر مایحتاج انسانها همیشه به مقدار مورد نیاز آنها فراهم نبوده است.  در طول دوران تکامل فیزیولوژیکی، بدن انسان این توانایی را یافته است که  نیاز های خود به مواد غذایی را تحت شرایط قحطی کاهش دهد. که این به نوبه ی خود منجر به افزایش احتمال بقای فرد در شرایط قحطی می گردد.
 
اجداد ما در طول دوران زندگی خود بارها مواجهه با شرایط سخت و نیز کمبود غذا را تجربه کرده اند، و انسان امروزی از نظر فیزیولوژیکی، نتیجه ی تکامل فیزیولوژیکی اجداد خود می باشد. در گذشته، مواد غذایی به صورت فصلی در اختیار اجدادمان قرار داشته اند. آنها تابستانها از انواع گوشت ها و میوه ها استفاده نموده و خود را برای زمستان آماده می نمودند.
حال آنکه در زمستان تهیه ی غذا  برای اجدادمان دشوار تر بوده است. در طول دوران تکامل فیزیولوژیکی، بدن انسان به مرور این توانایی را یافت تا خود را با شرایط محیط وفق دهد. حال آنکه، بدن انسان امروزی قادر به تشخیص قحطی از رژیم غذایی نمی باشد. امروزه، فردی که رژیم می گیرد، در حقیقت به بدن خود این سیگنال را می دهد که مواد غذا یی به مقدار کافی و مورد نیاز بدن در دسترس نمی باشند. این همان سیگنالی است که در شرایط قحطی مواد غذایی (به عنوان مثال کمبود غذا در فصل زمستان)  در بدن اجداد ما تولید می گردیده است.

 
 

شرایط قحطی، بدنهای اجداد مان را به نحوی تکامل داد، که در تابستان قادر باشند غذا های مصرفی را ذخیره، و در زمستان نیز قادر باشند از این چربی های اندوخته برای گرم نگاه داشتن و نیز انجام دیگر فعالیت های متابولیکی خود استفاده نمایند. 

پیروی از رژیم های غذا یی بسیار محدود از نظر کالری، بدن انسان امروزی را در حالتی همانند حالت قحطی که اجدادمان در گذشته با آن رو به رو بوده اند  مواجه می نماید؛ که این برای بدن دو ضرر بسیار اساسی دارد:
اول اینکه پیروی از  اینگونه رژیم های غذا یی، متابولیسم بدن و نیز توانایی بدن در سوخت و ساز مواد غذایی و نیز انجام دیگر عملکرد های فیزیولوژیکی را به مقدار قابل توجهی کاهش می دهد. که این به نوبه ی خود منجر به افزایش وزن خواهد گشت. همچنین کاهش متابولیسم مضرات دیگری نیز برای بدن داشته که از جمله ی آنها می توان به پیدایش اختلالات هورمونی و نیز پیدایش مشکلات روحی و روانی اشاره نمود.

دوم اینکه، بدن افراد به واسطه ی پیروی از  اینگونه رژیم های غذا یی بسیار مستعد چاقی می گردد. این تا حدودی به دلیل کاهش نرخ متابولیسم بدن در این دسته از افراد می باشد. اما دلیل عمده ی آن به نحوه ی تکامل فیزیولوژیکی بدن انسان بر می گردد. همانگونه که گفته شد بدن اجداد ما قادر بوده به هنگام فراوانی غذا، غذا ها را به صورت چربی در بدن ذخیره نموده، و به هنگام قحطی از این ذخایر استفاده نماید.  حال آنکه در زمانهای قدیم، دوره های فراوانی و قحطی ماه ها از یکدیگر فاصله    داشته اند، و به طور معمول، قبل از فرا رسیدن یکی دیگر از دوران فراوانی، تمامی ذخایر چربی موجود در بدن  اجدادمان به پایان می رسیدند.

حال آنکه امروزه، غذا همواره و به مقادیر فراوان در دسترس می باشد. و انسان امروزی به نادرستی و به دلیل پیروی از رژیم های غذایی نادرست، این سیگنال های قحطی را به اشتباه به بدن خود فرستاده و بدن را مستعد به ذخیره ی چربی می نماید. در این حالت، به هنگام مصرف مواد غذایی، بدن فرد رژیم گیرنده دقیقاً همانند بدن اجدادمان پاسخ گفته و قسمت عمده ی مواد غذایی مصرف شده را ذخیره می نماید. این یک واکنش بسیار منطقی فیزیولوژیک توسط بدن بوده، و بدن با انجام این کار در واقع سعی دارد تا احتمال بقای خود در شرایط قحطی را افزایش دهد.

حال آنکه قحطی ای در کار نمی باشد، و قبل از اینکه تمامی چربی های ذخیره شده در نتیجه ی مصرف غذا به اتمام برسند، فرد بار دیگر به خوردن غذا اقدام می نماید، و بدین واسطه این چربی ها هر روز بیشتر بر روی هم انباشته می گردند.
رژیم های شدید مقطعی فقط در سیگنال های فیزیولوژیکی بدن اختلال ایجاد نموده و موجب کاهش نرخ متابولیسم و مهم تر از همه مستعد نمودن افراد به چاقی می گردند.

به این گونه رژیم ها، رژیم های یو یو نیز اطلاق می گردد. این بدان معناست که پس از اتمام هر دوره از این رژیم های غذایی بسیار محدود و سخت، و نیز پس از کاهش نسبی وزن بدن، مجدداً و به سرعت وزن بدن به حالت قبل و نیز مشابه و یا حتی چاقتر از زمان قبل از رژیم غذایی باز میگردد. و هر دوره از این رژیم ها نیز، متابولیسم بدن را کند تر، کارایی بدن در سوزاندن چربی ها را کمتر و نیز بدن را برای ذخیره ی چربی مستعد تر می نماید.

در رژیم غذایی خود هیچگاه هیچ کدام از وعده های غذایی را فراموش نکنید!
خوردن غذا با مقادیر کمتر و به تعداد دفعات بیشتر، بسیار سالم تر از خوردن وعده ها ی غذایی بسیار حجیم، و با تعداد دفعات کمتر می باشد.


کلمات کلیدی: علمی ،کلمات کلیدی: دانستنیها ،کلمات کلیدی: بهداشتی
 
لبخند خدا
ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٠  

لوئیز ردن ، زنی بود با لباسهای کهنه و مندرس، و نگاهی مغموم، وارد خواروبار فروشی محله شد و با فروتنی از صاحب مغازه خواست کمی خواروبار به او بدهد. به نرمی گفت شوهرش بیمار است و نمی تواند کار کند و شش بچه شان بی غذا مانده اند.
جان لانگ هاوس ، صاحب مغازه با بی اعتنایی، محلش نگذاشت و با حالت بدی خواست او را بیرون کند. زن نیازمند در حالی که اصرار می کرد گفت: "آقا، شما را به خدا، به محض این که بتوانم پول تان را می آورم."
جان گفت نسیه نمی دهد. مشتری دیگری که کنار پیشخوان ایستاده بود و گفت و گوی آن دو را می شنید به مغازه دار گفت: "ببین خانم چه می خواهد ، خرید این خانم با من."
خواروبارفروش با اکراه گفت: "لازم نیست، خودم می دهم. لیست خریدت کو؟"
لوئیز گفت:" اینجاست."
" لیست ات را بگذار روی ترازو. به اندازه وزنش ، هر چه خواستی ببر."
لوئیز با خجالت یک لحظه مکث کرد، از کیفش تکه کاغذی درآورد و چیزی رویش نوشت و آن را روی کفه ترازو گذاشت. همه با تعجب دیدند کفه ترازو پایین رفت. خواروبارفروش باورش نشد. مشتری از سر رضایت خندید.
مغازه دار با ناباوری شروع به گذاشتن جنس در کفه دیگر ترازو کرد. کفه ترازو برابر نشد، آن قدر چیز گذاشت تا کفه ها برابر شدند.
در این وقت، خواروبارفروش باتعجب و دل خوری تکه کاغذ را برداشت ببیند روی آن چه نوشته شده است.
کاغذ، لیست خرید نبود، دعای زن بود که نوشته بود: " ای خدای عزیزم، تو از نیاز من باخبری، خودت آن را برآورده کن."
مغازه دار با بهت جنس ها را به لوئیز داد و همان جا ساکت و متحیر خشکش زد.
لوئیز خداحافظی کرد و رفت.
مشتری یک اسکناس پنجاه دلاری به مغازه دار داد و گفت: " تا آخرین پنی اش می ارزید."
فقط اوست که می داند وزن دعای پاک و خالص چه قدر است...


کلمات کلیدی: داستان کوتاه
 
فرشته یک کودک
ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٠  

کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید: می گویند فردا شما مرا به زمین می فرستید، اما من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟
خداوند پاسخ  داد: از میان تعداد بسیاری از فرشتگان، من یکی را برای تو در نظر گرفته ام. او در انتظار توست و از تو نگهداری خواهد کرد.
کودک دوباره پرسید: اما اینجا در بهشت، من هیچ کاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم و اینها برای شادی من کافی هستند.
خداوند گفت: فرشته تو برایت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد. تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود.
کودک ادامه داد: من چطور می توانم بفهمم مردم چه می گویند وقتی زبان آنها را نمی دانم؟
خداوند او را نوازش کرد و گفت: فرشته تو زیباترین و شیرین ترین واژه هایی را که ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی.
کودک سرش را برگرداند و پرسید: شنیده ام که در زمین انسانهای بدی هم زندگی می کنند. چه کسی از من محافظت خواهد کرد؟
خداوند ادامه داد: فرشته ات از تو محافظت خواهد کرد، حتی اگر به قیمت جانش تمام شود.
کودک با نگرانی ادامه داد: اما من همیشه به این دلیل که دیگر نمی توانم شما را ببینم ناراحت خواهم شد.
خداوند گفت: فرشته ات همیشه درباره من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت، اگر چه من همیشه در کنار تو خواهم بود.
در آن هنگام بهشت آرام بود اما صدایی از زمین شنیده می شد. کودک می دانست که باید به زودی سفرش را آغاز کند. او به آرامی یک سوال دیگر از خداوند پرسید: خدایا، اگر من باید همین حالا بروم، لطفاً نام فرشته ام را به من بگویید.
خداوند بار دیگر او را نوازش کرد و پاسخ داد: نام فرشته ات اهمیتی ندارد، به راحتی می توانی او را مادر صدا کنی!


کلمات کلیدی: داستان کوتاه
 
شمع فرشته
ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٠  

مردی که همسرش را از دست داده بود دختر سه ساله اش را بسیــار دوست می داشت. دخترک به بیماری سختی مبتلا شد، پدر به هر دری زد تا کودک سلامتی اش را دوباره بدست بیاورد، هرچه پول داشت برای درمان او خرج کرد ولی بیماری جان دخترک را گرفت و او مرد.

پدر در خانه اش را بست و گوشه گیر شد. با هیچکس صحبت نمی کرد و سرکار نمی رفت. دوستان و آشنایانش خیلی سعی کردند تا او را به زندگی عادی برگردانند ولی موفق نشدند.
شبی پدر رویای عجیبی دید، دید که در بهشت است و صف منظمی از فرشتگان کوچک در جاده ای طلایی به سوی کاخی مجلل در حرکت هستند.

هر فرشته شمعی در دست داشت و شمع همه فرشتگان به جز یکی روشن بود. مرد وقتی جلوتر رفت و دید فرشته ای که شمعش خاموش است، همان دختر خودش است. پدر فرشته غمگینش را در آغوش گرفت و او را نوازش داد، از او پرسید : دلبندم، چرا غمگینی؟ چرا شمع تو خاموش است؟

دخترک به پدرش گفت: باباجان، هر وقت شمع من روشن می شود، اشکهای تو آن را خاموش می کند و هر وقت تو دلتنگ می شوی، من هم غمگین می شوم.
پدر در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود، از خواب پرید.
اشکهایش را پاک کرد، انزوا را رها کرد و به زندگی عادی خود بازگشت.


کلمات کلیدی: داستان کوتاه
 
ترفندهایی برای ویندوز
ساعت ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٠  

ساخت دو فولدر با نام یکسان در یک محل


حتمأ شما نیز میدانید که در داخل محیط ویندوز و در یک محیط خاص مانند دسکتاپ یا پوشه My Documents نمیتوان دو فولدر با نام یکسان ساخت. چرا که از نظر منطقی و آدرس دهی در داخل ویندوز این کار شدنی نیست. اما هم اکنون قصد داریم ترفندی ساده را به شما معرفی کنیم که با بهره گیری از آن میتوانید در یک محل دو فولدر با یک نام کاملأ یکسان بسازید!

برای اینکار:
از طریق My Computer به محلی که قصد دارید دو فولدر با نام یکسان را بسازید بروید.
با راست کلیک و انتخاب New > Folder فولدر جدیدی ساخته و نام آن را به عنوان مثال هانی و نت بگذارید.
همان طور که میبینید در این نام بین دو واژه هانی و نت  یک فاصله توسط Space زده شده است.
حال مجددأ فولدر جدیدی ساخته و نام آن را این بار به صورت زیر قرار دهید:
واژه هانی را تایپ کنید سپس کلید Alt را گرفته و عدد 255 را وارد کنید (از کلیدهای سمت راست کیبورد استفاده کنید) ، خواهید دید که یک فاصله تایپ خواهد شد. حالا واژه نت را وارد کنید.
با این کار شما دو فولدر با نام یکسان دارید که ظاهرأ نام یکسانی دارند اما در کاراکترهای وارد شده تفاوت باطنی وجود دارد.
 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
قرص قرمز مخفی شده در Adobe Photoshop CS3


به جرأت میتوان فتوشاپ را پادشاه بدون رغیب نرم افزارهای گرافیکی و ویرایش عکس دانست. از این برنامه تاکنون نسخه های متعددی ارائه شده است. در نسخه های پیشین فتوشاپ ترفندها و قسمتهای مخفی متعددی وجود داشت که قبلأ در ترفندستان نیز معرفی شده اند. این موضوع در آخرین نسخه رسمی ارائه شده یعنی Adobe Photoshop CS3 نیر صادق است. در این ترفند قصد داریم به معرفی "قرص قرمز" مخفی شده در Adobe Photoshop CS3 بپردازیم که به وسیله آن به تصویر یک گربه و چهره یکی از سازندگان مرحوم فتوشاپ نیز خواهید رسید!

ابتدا نرم افزار فتوشاپ را اجرا کنید.
دقت کنید این ترفند مخصوص Adobe Photoshop CS3 میباشد. برای اطمینان از این موضوع از منوی Help به About Adobe Photoshop CS3 بروید.

برای یافتن قرص قرمز مخفی شده ،  کلید Ctrl را بر روی کیبورد نگاه داشته و به وسیله موس از منوی Help به About Adobe Photoshop CS3 بروید.
خواهید دید که تصویر معرفی سازندگان برنامه پدیدار نخواهد شد و به جای آن تصویر یک قرص قرمز نمایان خواهد شد.

پس از پدیدار شدن این تصویر ،  با استفاده از دکمه PrtScr بر روی کیبورد از صفحه عکس بگیرید.
روی قرص قرمز کلیک کنید تا محو شود.
سپس از منوی File روی New کلیک کنید تا یک صفحه جدید ایجاد کنید.
از منوی Edit روی Paste کلیک کنید تا عکسی که از صفحه قرص قرمز گرفتید نمایش پیدا کند.

حالا از منوی Images به Adjustments و سپس Levels بروید.
اعداد موجود در قسمت مربوط به Input Levels را به شکل زیر در سه فیلد موجود وارد کنید:
52 - 1.00 - 0
پنجره را OK کنید.
خواهید دید که اکنون به جای یک قرص قرمز یک گربه قرمز دارید!

اما کار دیگری که با این قرص قرمز میتوان کرد ، یک بار دیگر از صفحه قرص قرمز عکس بگیرید و آن را در فتوشاپ وارد کنید.
حالا از از منوی منوی Images به Adjustments و سپس Equalize بروید.
خواهید دید اینبار تصویر فردی نمایش پیدا خواهد کرد.
او "بروس فریسر Bruce Fraser" مولف کتاب "Real World" ، عکاس و یکی از اعضای اصلی گروه سازندگان فتوشاپ بود که در نسخه های قبلی فتوشاپ نقش به سزایی داشت. او متولد سال 1954 بود که در دسامبر 2006 درگذشت.
این موضوع نیز به پاس خدمات او به فتوشاپ به عنوان یک ترفند مخفی در برنامه قرار داده شده است.
 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
بازگرداندن تنظیمات Word به حالت پیش فرض از طریق رجیستری


در صورتی که با نرم افزار Microsoft Word زیاد سر و کار داشته باشید ممکن است ناخواسته تنظیمات این برنامه را تغییر داده باشید ، سپس هر کاری کرده اید نتوانسته اید آنها را به حالت قبلی بازگردانید یا گزینه ای در تنظیمات را گم کردید. گاهی با نصب مجدد برنامه هم تنظیمات به گذشته باز نمیگردد. در این ترفند قصد داریم به معرفی روشی ساده از طریق رجیستری بپردازیم که با بهره گیری از آن میتوانید تمام تنظیمات نرم افزاری برنامه را به حالت پیش فرض هنگام نصب برگردانید. این ترفند بر روی کلیه نسخه های Word قابل اجراست.


برای این کار:
ابتدا دقت کنید برنامه Word کاملأ بسته باشد.
از منوی Start به Run رفته و عبارت regedit را وارد کنید و Enter بزنید تا وارد ویرایشگر رجیستری شوید.
سپس به مسیر زیر بروید:

HKEY-CURRENT-USER / Software / Microsoft / Office / (10.0) / Word / Data

همان طور که میبینید 10.0 در پرانتز قرار گرفته است. بسته به نوع آفیس مورد استفاده ، عدد مشخص شده در این مسیر متفاوت است. مثلا برای آفیس 2000 ، این عدد 9 بوده و برای آفیس 2003 ، 10 یا 11 و برای آفیس 2007 این عدد 12 میباشد.
اکنون روی شاخه Data راست کلیک کرده و Rename را انتخاب کنید. نام آن را به Data-Tarfandestan یا هر نام دیگری غیر از Data تغییر دهید.
اکنون رجیستری را بسته و یکبار سیستم را از نو راه اندازی کنید.
خواهید دید که تنظیمات Word به حالت اولیه بازگشته است. ( یک شاخه Data جدید و دست نخوره ایجاد شده است.)
کاربران تازه کار دقت کنند این کار تنها جهت بازگرداندن تنظیمات نرم افزاری Word است ، طبعأ فایل های شما آسیبی نخواهد دید.

 ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
باز کردن فایلهای آفیس 2007 با آفیس های قدیمی


پس از عرضه Word و Excel در آفیس 2007 ، یکی از مشکلاتی که برای کاربران پیش آمد عدم امکان باز نمودن فایلهای تولید شده از آفیس 2007 در نسخه های آفیس قبلی مانند 2003 و XP بود. به عنوان مثال شما در کامپیوتر شخصی خود آفیس 2007 نصب دارید و یک فایل Word با آن ایجاد میکنید ، سپس آن را روی فلش دیسک خود ریخته و به محل کار میبرید ، در سیستم محل کار آفیس 2003 نصب است ، در نتیجه امکان باز کردن فایل Word را ندارید. اما این موضوع نیز چاره ای دارد! در این ترفند قصد داریم به معرفی راهی ساده به وسیله ابزاری جانبی برای باز نمودن فایلهای آفیس 2007 در نسخه های قبلی آفیس بپردازیم.
برای اینکار:
شما نیازمند ابزاری ساده به نام docXConverter هستید.
به کمک این برنامه کم حجم شما میتوانید به سادگی فایل های Word و Excel تولید شده توسط آفیس 2007 را به فایلهای قابل اجرا در آفیس های قبلی تبدیل نمایید.
پس از دانلود فایل ، آن را از حالت فشرده خارج کنید.
سپس فایل docXConverter[Tarfandestan.com].exe را اجرا نمایید.
اکنون به سادگی میتوانید با استفاده از File > Open فولدری که فایل ها در آن قرار دارد را انتخاب کنید یا فایل مربوط را به داخل محیط برنمامه Drog & Drop (کشیده و رها) کنید تا عملیات تبدیل صورت گیرد.

 


کلمات کلیدی: ترفند ،کلمات کلیدی: ویندوز
 
ترفندهایی برای دارندگان موبایل
ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٠  

تماس اضطراری با باتری خالی به وسیله گوشی های سونی اریکسون


در گوشی های سونی اریکسون قابلیت بسیار جالبی نهفته است که ما را بیشتر به یاد بنزین ذخیره شده در باک ماشین های پیشرفته می اندازد! حتمأ برای شما نیز پیش آمده است که قصد گرفتن تماس یا کار ضروری دیگری با گوشی خود دارید ، اما گوشی شما شارژ ندارد. این موارد راه چاری ای که به ذهن افراد میرسد استفاده از تلفن ثابت یا همگانی و حتی قرض گرفتن گوشی افراد دیگر است. اما اگر گوشی شما سونی اریکسون دست نگاه دارید ، چرا که گوشی شما یک شارژ مخفی نیز در خود ذخیره است که در لحظات اورژانسی فریادرس شما خواهد شد. در این ترفند نحوه روشن کردن گوشی با شارژ خالی را به شما معرفی خواهیم کرد.

بدین منظور:
پس از خاموش شدن گوشی و پس از آن که اطمینان پیدا کردید گوشی خالی از شارژ باتری دیگر به روش معمول روشن نخواهد شد ، کافی است:
کلید Power گوشی را به مدت 15 ثانیه نگه دارید.
پس از 15 ثانیه خواهید دید که گوشی شما روشن خواهد شد!
حالا میتوانید دکمه را رها کنید.
اکنون گوشی شما روشن شده است و میتوانید یک تا دو تماس کوچک اورژانسی با گوشی خود بگیرید.

این موضوع از ابتکارات شرکت سونی اریکسون است که در مواقع ضروری به کمک استفاده کنندگان این گوشی ها میاید.

 ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

قرار دادن عکس در آهنگ به وسیله نرم افزار JetAudio


حتمأ شما نیز به این موضوع برخورد کرده اید که به هنگام اجرای یک آهنگ توسط پلیر نصب در ویندوز ، گاهی عکس خواننده یا هر عکس دیگری نیز همراه آهنگ نمایش داده میشود. نحوه این کار را پیش از این در نرم افزار Windows Media Player در اینجا به عنوان ترفند در ترفندستان مطرح کرده بودیم. اما انجام این کار در WMP اندکی پیچیده است. برای اینکار میتوان از نرم افزار بسیار محبوب و پر طرفدار JetAudio استفاده کرد. این برنامه امکان قرار دادن عکس در آهنگ به هنگام پخش را بسیار ساده کرده است. در این ترفند قصد داریم به معرفی این موضوع بپردازیم.

برای اینکار:
اطمینان پیدا کنید JetAudio ، ورژن 6 به بعد بر روی سیستم شما نصب است.
آخرین ورژن این برنامه را میتوانید دانلود کنید.
اکنون به محلی که قصد ویرایش آهنگ برای قرار دادن عکس را دارید بروید.
روی فایل عکس راست کلیک کرده و از JetAudio به Edit Tag بروید.
اکنون میتوانید تمامی مشخصات آهنگ را ادیت کنید.
حال برای قرار دادن عکس کافی است به تب Picture بروید و با انتخاب دکمه Browse عکس مورد نظر خود را با فرمت JPG یا BMP انتخاب کنید.
در قسمت Resize image to fit نیز میتوانید تعیین کنید عکس مورد نظر با چه سایزی باز شود. اگر تیک این قسمت را نزنید عکس با اندازه پیش فرض باز خواهد شد.
با زدن دکمه OK تغییرات اعمال میشود و از این پس این آهنگ با تصویری که شما به آن داده اید بر روی هر سیستمی باز خواهد شد.


 ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پخش موزیک سریال امام علی (ع) به وسیله سیم کارتهای ایرانسل!


همگی شما احتمالأ سریال امام علی (ع) که چند سال پیش از سیما پخش میشد را به یاد دارید. موزیک به یاد ماندنی این سریال پس از گذشت ها مدتها همچنان در خاطره ها باقی مانده است. در صورتی که شما نیز از سیم کارتهای دائمی یا اعتباری ایرانسل استفاده میکنید با استفاده از یک ترفند مخفی و ساده میتوانید موزیک این سریال را بشنوید.جالب اینکه  این کار کاملأ رایگان است و با استفاده از قابلیت دایورت میتوانید کاری کنید هر کس با شما تماس گرفت این آهنگ را بشنود!


برای اینکار:
توسط گوشی خود که سیم کارت ایرانسل در آن قرار دارد ، شماره 159 را شماره گیری نمایید.
همان طور که ذکر شد هر چقدر بخواهید میتوانید این موزیک را گوش کنید ، و همچنین شماره خود را بر روی این شماره دایورت کنید.

با استفاده از این طرح و توسعه آن میتوان کارهای پیشرفته تری نیز صورت داد ، به عنوان مثال میتوان یک رادیوی رایگان راه اندازی کرد که به جای پخش تنها یک آهنگ ، موزیک های مختلفی را پخش کند و استفاده کنندگان این نوع سیم کارتها از یک رادیوی موزیک رایگان نیز بهره خواهند برد
 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

شماره سریال جادویی برای ویندوز XP


آیا برای شما نیز پیش آمده که به هنگام نصب ویندوز XP ، شماره سریالی در اختیار نداشته باشید؟ یا شماره سریال را فراموش کرده باشید؟ و یا حتی شماره سریال مخصوص ویندوز XP نیز بیابید اما با آن هم نتوانید کاری از پیش برید؟ در این ترفند قصد معرفی یک سریال جادویی را داریم که با استفاده از آن میتوانید تمامی ویندوزهای XP را رجیستر کنید! مهم نیست ویندوز مربوط به چه سالی باشد ، با این شماره سریال هر ویندوزی را میتوانید نصب کنید. جالب اینکه اگر این شماره سریال را به خاطر بسپارید ، از این پس اگر بخواهید برای هر کس ویندوز نصب کنید از نظر او فردی نابغه محسوب خواهید شد ، چرا که گویی تمامی شماره سریالهای ویندوز XP را حفظ هستید! در صورتی که خودتان میدانید از همان سریال جادویی استفاده کرده اید.


سریال جادویی عبارت است از:
Jbc46-q42fd-pggmc-kp38y-6mqd8

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ترفندهای منشی تلفنی تلفن ثابت


مدت زمانی است که نسل تلفن های ثابت در کشور ما تغییر کرده است. پس از وارد شدن تکنولوژی نمایش شماره تماس گیرنده تلفن های با این قابلیت وارد کشور شدند. تلفنهایی از شرکت هایی مثل پاناسونیک که علاوه بر داشتن قابلیت های متعدد ، منشی تلفنی یا Answering Machine را نیز به همراه دارند. حتمأ شما نیز تاکنون با پیغام های انگلیسی که به شکل پیش فرض بر روی این نوع تلفن ها قرار داده شده است برخورد داشته اید. هم اکنون قصد داریم ترفندهای مخفی این نوع تلفن ها و قسمت منشی تلفنی آنها را به شما معرفی کنیم. (با استفاده از این ترفند شما میتوانید عملأ منشی تلفنی تلفن های ثابت را هک کنید!)

به طور عمده قصد داریم تا در این ترفند شما را با قابلیت چک کردن منشی تلفنی از راه دور آشنا کنیم.
ترفندی که همان طور ذکر شد به وسیله آن به نوعی میتوانید به درون منشی تلفنی تلفن های دیگر نفوذ کنید.

ابتدا دقت کنید کلیه آموزش های داده شده تنها جنبه آموزشی دارد. قطعأ با استفاده از این آموزش ها بسیاری افراد استفاده مثبت کرده و بر دانسته هایشان اضافه میشود و میتوانند از نفوذ دیگران به تلفن خودشان جلوگیری کنند. طبعأ پیامدهای منفی نیز به دنبال خواهد داشت. وب لاگ هانی نت هیچ مسئولیتی را در ازای استفاده نابجا از این ترفندها نخواهد داشت.

چک کردن پیغامهای ذخیره شده در منشی تلفنی از راه دور
این قابلیت در اکثر گوشی های دارای پیغام گیر وجود دارد. تلفن های پاناسونیک KX-TG6502B ، KX-TG6500 ، KX-TG-6502 ، KX-TG5438 ، KX-TG5439 ، KX-TG5471S ، KX-TG5439S ، KX-TGA660B و ... از این نوعند.
به وسیله این قابلیت به عنوان مثال اگر شما در سفر باشید خواهید توانست پیغام های ضبط شده بر روی تلفن ثابتتان را بشنوید و آنها را مدیریت کنید.

اما نحوه این کار چگونه است؟
به دلیل تنوع گوشیها طبعأ امکان تشریح راه هر کدام وجود ندارد و اما روش انجام این کار قطعأ در دفترچه راهنمای تلفن وجود دارد.
به عنوان مثال در مدل KX-TGA660B ابتدا به مسیر زیر بروید:
Menu > Intial Settings > Set Answering
اکنون با ورود به قسمت Remote Code میتوانید یک کد دو رقمی را قرار داده و ذخیره کنید.
حال در صورتی که در سفر باشید با برقراری تماس با تلفن ثابت ، پس از رفتن تلفن بر روی منشی و شنیدن صدای بوق ، کافیست ابتدا دکمه * را بزنید. سپس کد دو رقمی که خودتان قرار داده اید را وارد کنید تا قسمت مدیریت منشی تلفنی شوید. حال میتوانید از همان راه دور و تلفنی که با آن تماس گرفته اید پیغام ها را بشنوید و یا آنها را پاک کنید.
در سری گوشی های پاناسونیک این موضوع بسیار شبیه به هم است.

اما موضوعی که در اینجا اهمیت دارد مسئله امنیتی و حریم شخصی هر فرد است.
همان طور که دیدید کافی است با پس از رفتن بر روی پیغام گیر کافی است دو رقم تنظیم شده را وارد نمود تا بتوانید پیغام های ضبط شده را گوش کنید.
پس دقت کنید فراوان کنید که این کد دو رقمی را در اختیار هیچ کس قرار ندهید.

بسیاری از افراد از این موضوع اطلاعی ندارند و پس از خرید تلفن و نهایتأ وصل آن دیگر کاری به تنظیمات داخلی آن ندارند. در نتیجه این قسمت بر روی تنظیمات کارخانه ای باقی میماند.
در زیر تعدادی از کدهای کارخانه ای مربوط به قسمت چک کردن از راه دور پیغام های گوشی را معرفی میکنیم:
کد 11* پس از شنیدن صدای بوق در تلفنهای پاناسونیک (100% تست شده)
کد 0000* پس از شنیدن صدای بوق در تلفنهای قدیمی تر
کد 080 در طول پخش صدای منشی در تلفنهای Uniden
کد 999 در تلفنهای BellSouth
کد 123* پس از شنیدن صدای بوق در تلفنهای موتورولا
کد 0123 پس از شنیدن صدای بوق در پیغام گیرهای GE 2-9869
کد 19# در در طول پخش صدای منشی در تلفنهای سونی و VTech
کد 500 در تلفنهای AT&T

قطعأ در صورتی که کدهای پیش فرض را تغییر ندهید ، این امکان را مهیا میسازید تا افراد دیگر با استفاده از کدهای پیش فرض کارخانه ای فوق بر روی پیام های شما مدیریت داشته باشند.
البته با وجود قابلیت Caller ID این موضوع نیز تا حدودی قابل شناسایی است.


کلمات کلیدی: ترفند ،کلمات کلیدی: موبایل
 
موضع گیری رسانه ها در برابر یک آگهی طنز (دروغ سیزده - 2)
ساعت ۸:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٠  

یکی از پر تیراژترین روزنامه‌‏های صبح ایران در صفحه طنز خود آگهی جنجال‌‏سازی را در خصوص برج میلاد منتشر کرد که این موضوع به مانند دروغ 13 مربوط به کج بودن برج میلاد، بازار شایعه را آنقدر داغ کرد تا پای شهردار تهران هم به میدان تکذیب کشیده شد. دراین شرایط حتی خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران (ایرنا) هم این آگهی طنز را که در بازار شایعه مطرح و تکذیب شده است را واقعی پنداشته و عواقب اتفاقی را مورد بررسی قرار داده که اصل اتفاق فقط یک طنز بوده است.

جریان اینگونه بود که در قالب یک آگهی طنز فروش واحدهای 40 و 50 متری اداری در بالای برج میلاد وعده داده شده که شماره تلفن تماس آن نیز مربوط به دفتر نشریه آگهی دهنده است اما این موضوع طنز آنچنان جدی شد که حتی چندین تاجر از کشورهای حوزه خلیج فارس برای خرید این واحدها با دفتر نشریه تماس گرفتند حتی شایعه شد که علی دایی، سرمربی تیم ملی فوتبال کشور هم دو واحد 50 متری را خریداری کرده است. این طنز تا حدی جدی شد که خبرنگاری از شهردار تهران در این خصوص سوال کرد که قالیباف در پاسخ گفت: 13هزار مترمربع بنای بالای برج هیچگاه به معنای واگذاری قطعی به فروش نرفته است و ملکیت آن برای شهرداری تهران است، اما مغازه‌ها و برندهایی که متقاضی حضور در این مجموعه‌از برج هستند، می‌توانند برای مدت مشخصی آن را اجاره کنند ، علاوه بر این عمده این فضاها متعلق به بخش‌های فرهنگی و هنری است و فقط لابی پایین برج می‌تواند برای مدت دو تا 5 سال اجاره طولانی مدت شود ، اما هیچ فروش متری در این محدوده برج صورت نمی‌گیرد.

اما باز هم ماجر فیصله پیدا نکرد به گونه‌‏ای که خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران (ایرنا) در غالب مصاحبه‌‏ای با یک کارشناس مسکن عواقب این فروش 4 میلیاردی را پیگیری کرده است.

این خبر با روتیتر "چه کسی املاک را در تهران گران می کند؟" و تیتر "فروش مراکز تجاری برج میلاد،هر متر مربع 4 میلیارد تومان!" منتشر شد. در متن خبر چنین آمده است: "یک کارشناس مسکن گفت: شهرداری تهران با قیمت گذاری نجومی واحدهای تجاری و اداری برج میلاد، بحران مجدد قیمت املاک در تهران را ایجاد خواهد کرد.
حضرتیانی در پایان این گفتگو مدیران شهرداری تهران را به تجدید نظر در این نحوه قیمت گذاری فراخواند."


کلمات کلیدی: خیلی جالب
 
دسته گل یک خبرنگار (دروغ سیزده - 1)
ساعت ۸:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٠  

دسته گلی که از 5.5 سال پیش تا به حال یک روزنامه نگار به آب داده است!!

 

روزنامه شرق در آخرین شماره خود در اسفند سال 1382 و یک روز پیش از آغاز تعطیلات نوروزی، صفحه دروغ سیزده را برای نخستین‌بار در ایران چاپ کرد. ظاهر گرافیکی این صفحه کاملا شبیه صفحه نخست روزنامه بود اما با این تفاوت که در آن تنها اخبار طنز گنجانده شد. با توجه به همزمانی زلزله بم در پایان سال 82، تیتر یک صفحه دروغ سیزده به همین موضوع اختصاص یافت.

(انتقال پایتخت به بم)
تیتر یک این صفحه بود. اما انتشار شایعه انتقال پایتخت به بم، خیلی زود متوقف شد. زیرا شهروندانی که آن را می‌شنیدند پس از مطالعه خبر روزنامه، به طنز بودن متن پی می‌بردند.


یک سال بعد، طنزنویس روزنامه شرق به مذاکره با فرمانده انتظامی تهران بزرگ پرداخت. او این بار قصد داشت شایعه اتفاق مهمی را منتشر کند: آ«سردار طلایی ربوده شدآ». اما شایعه ربوده شدن فرمانده انتظامی پایتخت، موضوع ساده‌ای نبود و سردار طلایی با بیان این که چون آن مطلب در آخرین روز سال چاپ می‌شود و فرصت چاپ خبرهای تکمیلی وجود ندارد، با انتشار آن مخالفت کرد.

(پیدا شدن تونل مخفی در تخت‌جمشید)
 خبر دیگری بود که طنزنویس روزنامه، خود از انتشار آن منصرف شد. خبر به گونه‌ای نوشته شده بود که هر فردی را نسبت به موضوع کنجکاو می‌کرد و ممکن بود سیل عظیمی از مردم در تعطیلات نوروزی به شیراز سفر کنند.

با توجه به شیطنت‌های طنزنویس، مدیران روزنامه شرق به او هشدار دادند تا خبری را منتشر کند که کاملا غیر قابل باور باشد.

(کج شدن برج میلاد)
خبری بود که از سوی طنزنویس مطرح شد و مورد تأیید تحریریه روزنامه قرار گرفت. نویسنده آن با در نظر گرفتن این که برج میلاد از پنجره یا پشت‌بام بسیاری از خانه‌ها قابل مشاهده است و شهروندان خیلی زود به دروغ بودن شایعه پی خواهند برد، متن خبر را نوشت. او از این که مجبور بود تا خبری لوس و بی‌مزه را بنویسد، از مدیران روزنامه گله‌مند بود. یکی از عکس‌های قدیمی برج میلاد با فتوشاپ کج شد و در صفحه قرار گرفت.

در روز پنجشنبه ۲۷ اسفندماه، آخرین شماره روزنامه شرق در سال 83 به چاپ رسید. چند ساعت بعد مدیرعامل روزنامه از خبری عجیب مطلع شد. روزنامه تمام شده بود و چاپخانه آماده انجام سفارش چاپ دوم بود، اما او با چاپ دوم موافقت نکرد. اتفاق عجیبی در حال رخ دادن بود. مردم در تمام شهرها در جست‌وجوی روزنامه شرق بودند، چون خبر کج شدن برج میلاد را چاپ کرده بود.

تعدادی از عکاس‌های خبری رسانه‌های خارجی به محض شنیدن خبر، به طرف برج میلاد حرکت کردند. خبر به سرعت در حال گسترش بود. در مترو، اتوبوس و تاکسی، شهروندان روزنامه شرق را با صدای بلند می‌خواندند و درباره آن بحث می‌کردند. حتی عکس برج نیز در روزنامه چاپ شده بود و جای شک وجود نداشت. مردم به برج خیره می‌شدند و هنگامی که به علت انحراف دید، آن را کج می‌دیدند، خبر روزنامه را تأیید می‌کردند.

تلفن‌های دفتر روزنامه شرق به صدا در آمد. نگهبان ساختمان که تصور نمی‌کرد در روز پایانی سال باید تلفن‌های روزنامه را جواب بدهد، پاسخگوی پرسش‌های مردم بود. در این میان، همسر یکی از مهندسان برج میلاد تماس گرفت و گفت که شوهرش با دیدن تیتر خبر از حال رفت و حالا که به هوش آمده است، وسط سالن پذیرایی خانه دراز کشیده و نویسنده خبر را نفرین می‌کند. نگهبان ساختمان روزنامه از او عذرخواهی کرد. با آن که در بالای صفحه دروغ نوشته شده بود آ«کلیه محتویات این صفحه دروغ سیزده استآ»، اما کسی آن جمله و خبرهای طنز دیگر که در صفحه بودند را نمی‌دید و همه به عکس برج خیره می‌شدند. تماس بعدی بدتر از قبلی بود. خانم عصبانی که پشت خط بود، گفت که با تمام سرمایه‌اش در گیشا خانه ساخته است و اگر به علت این شایعه از قیمت آن کاسته شود، نویسنده شایعه و تمام کارکنان روزنامه را نفرین می‌کند.

مدیران روزنامه با نویسنده دروغ تماس گرفتند و او به آنها اطمینان داد که به علت وجود نکته‌های طنز و غیرقابل باور، انتشار شایعه به زودی متوقف می‌شود. اما ناگهان چند برنامه تلویزیونی و رادیویی و بخش خبری سیما خبر را رسما اعلام کردند. به دنبال این رخداد یکی از سازمان‌های بین‌المللی مستقر در طهران، تشکیل کمیته بحران درباره کج شدن برج میلاد را در دستور کار قرار داد. هیچ منبعی خبر کج شدن برج میلاد را تأیید و یا تکذیب نمی‌کرد. برخی از مسافرکش‌هایی که از میدان صنعت به طرف جنوب در حرکت بودند، هنگام عبور از نزدیکی برج میلاد، با سرعت از آن عبور می‌کردند تا برج روی اتومبیل‌شان نیفتد. شهروندان در حالی که به برج نگاه می‌کردند، مشغول خرید عید بودند. کسانی که خانه‌هایشان اطراف شهر بود، با مؤسسه‌های کرایه اتومبیل تماس می‌گرفتند و پس از درخواست خوردو، می‌گفتند که قصد دارند از برج میلاد دیدن کنند و دوباره به خانه بازگردند.

مرکز فوریت‌های پلیسی 110 با تماس‌های اهالی گیشا مواجه شد که درباره تخلیه منطقه از پلیس راهنمایی می‌خواستند. با هدف ایجاد شک در مخاطبان روزنامه، در قسمتی از خبر عنوان شده بود که برج میلاد پس از سقوط، دوباره از روی زمین بلند شده و روی ساختمان جدید کتابخانه ملی ایران سقوط می‌کند. اما مردم این را نیز باور کرده بودند. وبلاگ‌ها و سایت‌های خبری غیررسمی اقدام به بررسی گزارش روزنامه شرق کردند و خبر را این‌گونه توصیف می‌کردند که هر لحظه ممکن است برج میلاد مانند برج‌های تجارت جهانی در نیویورک سقوط کند. با آن که در خبر روزنامه هیچ عدد و اصطلاح فنی ذکر نشده بود، اما برخی وبلاگ‌ها بیان کردن که برج چند درجه و در چه جهتی کج شده است. با انتشار خبر در اینترنت، شایعه کج شدن برج میلاد از کشور فراتر رفته و پس از دبی به غرب کشیده شد و یکی از شبکه‌های خبری آمریکا نیز خبر را اعلام کرد.

طنزنویس روزنامه شرق با حیرت خبرها را پیگیری می‌کرد. برای او قابل باور نبود که یک خبر طنز 885 کلمه‌ای، باعث رخ دادن این اتفاقات باشد. با آغاز تعطیلات نوروزی، مردم در مهمانی‌ها درباره خبر با یکدیگر بحث می‌کردند. شایعه هر روز بیش از گذشته منتشر می‌شد. پس از پایان تعطیلات نوروز، برج میلاد در ذهن مردم کج شده بود.


کلمات کلیدی: خیلی جالب
 
فکر اطرافیانتان را بخوانید؟
ساعت ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٧  

فکر اطرافیانتان را بخوانید؟
آیا مایلید به افکار کسی که در کنار دستتان نشسته است پی ببرید؟ اگر با افراد زیادی مواجه شده باشیم میتوانیم بسیاری از افراد را حتی از نوع صحبت کردنشان بشناسیم. اما این شناخت در مواجه حضوری با دانستن بسیاری از حالات ثابت شده در علم روانشناسی بهترین فرهنگ نامة آدمشناسی را برایمان میگشاید. با شناخت بیشتر افراد، ارتباطمان جهت دار میشود و در مدت کوتاهی خواهیم توانست که به هدف مورد نظر از این آشنایی و ملاقات نزدیک شویم. ایجاد رابطه صحیح باعث رشد عزت نفس در انسان میشود و ارتباط ما با خودمان و اطرافیان تقویت میشود.
هر چه بهتر و کاملتر با خود و دیگران ارتباط برقرار کنیم، احساس موفقیت از ایجاد یک ارتباط صحیح و دوستانه ما را زودتر به هدفهایمان میرساند و باعث تعالی افکار و رفتارمان در زندگی میشود.

1 - فرد خوددار:
اگر شخصی دستهایش را پشت کمر قفل کند، نشان میدهد که خود را به شدت کنترل کرده است. در این حالت او سعی دارد خشم یا احساس ناامیدی را از خود دور کند.

2 - حالت تدافعی:
اگر انگشتان دستها به بازو گره خورده باشد نشان دهنده حالت تدافعی در برابر حملهای غیر منتظره و ناگهانی یا بیمیلی برای تغییر چهره شخص است. اگر انگشتها مشت شده باشند، حالت بی میلی شدیدتر است.

3 - متفکر:
گره کردن دستها به دستههای صندلی نشان میدهد که شخص سعی دارد احساس خود را مهار کند. اما قفل کردن قوزک پاها به یکدیگر حالت تدافعی است. این حالت بیشتر در مسافران مضطرب هواپیمای هنگام پرواز و فرود آن دیده میشود.

4 ـ دقت:
وقتی شخص انگشت سبابه را روی صورت و بقیه دستش را به صورت گره کرده در پایین صورتش قرار میدهد یعنی که با دقت است. این حالت نشان میدهد که شخص بادقت زیاد به صحبتهای شما گوش میدهد و یک یک کلمات شما را میسنجد و در چهره او حالتی انتقادی به چشم میخورد.

5 - بدگمان:
انگشتهای گره شده زیر چانه و نگاه خیره نشان دهنده حالت تردید و دودلی است. او به صحبتهای شما و صحت گفتههایتان تردید میکند. در این حالت ممکن است آرنج روی میز قرار گرفته باشد.

6 - بیگناه:
دستهایی که روی سینه قرار گرفته باشد، بهترین نمونه برای نشان دادن و حالت بیگناهی و درستکاری است. این حالت اثر باقیمانده از شکل سوگند خوردن است که دست را روی قلب قرار میدهند.

7 - مطمئن:
این حالت دستها در مردها نشان میدهد که به آنچه که میگویند اعتقاد و اعتماد کامل دارند و در خانمها کمتر دیده میشود. خانمها هنگامی که دست خود را به کمر میزنند نشان میدهند که به آنچه میگویند اطمینان دارند.

8 - مرموز:
دستهای به هم مشت شده زیر چانه نشان میدهد که شخص نظریاتش را پنهان میکند و به شما اجازه میدهد به صحبت خود ادامه دهید، تنها هنگامی که حرفهایتان پایان یافت به شما و نظریات شما حمله خواهد کرد.

9 - ظاهر ساز:
او آرام به نظر میرسد اما این آرامش پیش از توفان است. این حالتی است که بیشتر رؤسا به خود میگیرند تا خود را به گونهای به زیردستان نزدیک کنند و در عین حال جاذبه آنها نیز کم نشود.

10 - آماده و موفق:
قرار دادن پاها روی هر چیز (روی صندلی، میز، سکو و... نشانه حالت مالکیت است... در یک میز گرد تنها رئیس اجازه دارد چنین حالتی داشته باشد و آرامش خود را نشان دهد.)

11 - اعتماد به نفس:
تکیه زدن به صندلی در حالتی که دستها پشت سر قفل شده نشان دهنده اعتماد به نفس قوی است. اگر شخصی در این حالت صحبت میکند به گفتههای خود اعتماد دارد و اگر به صحبتهای شما گوش میدهد به خود زحمت ندهید، او خود همه ماجرا را میداند!


کلمات کلیدی: شخصیت شناسی
 
شخصیت شناسی ,روانشناسی چهره ها در چشمان
ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٧  

در کل داشتن چشمهای درخشان و پر حرکت دلیل وجود هوش است.
چشمان درشت و زیبا:
نشان دهنده صفا ،صمیمیت ، هنرمند و عاطفی ،منصف و غیرتمند ، تمایل به اغراقگویی، دارای ذهنی روشن و متعالی ،در
دوستی خونگرم ،مدیران موفقی هستند.

_________________________________________________________________

چشمان بهم نزدیک و کم فاصله:

حسودی و کوتاه نظری ،احساساتی ،زنان این گروه درونگرا و پنهان کار ،حیله گر و حسابگر ،موفق در امور تجاری و سیاسی

_________________________________________________________________
چشمان نیمه باز:

حیله گری و دلالی ،غیر قابل اعتماد
_________________________________________________________________


چشمان خمار :

احساسی و در رویا بودن
_________________________________________________________________


چشمان با فاصله زیاد و دور از هم :

سادگی ،درستی،فکر باز،توقعات زیاد از زندگی، بسیار زود باور،تمایل شدید به رمان و داستان ،برونگرا،مردمی،وفادار
_________________________________________________________________

چشمان لنگه به لنگه :

چشمانی که یکی از دیگری بزرگتر است هردم مزاج و هر دم خیال ،قدرت فکری زیاد ندارند و قاطعیت ندارند.

_________________________________________________________________


چشمان برجسته وبیرون زده :
صفات منفی مثل تنبلی ،پرسر و صدا،پر حرف و ظاهر بین،

_________________________________________________________________


چشمان گود رفته و تو رفته :

موذی ،اگر با فاصله هم نباشد دورو و متظاهر
_________________________________________________________________


پلکهای برجسته :

هوش ،استعداد و دقیق ،گاها لاابالی و مستعد در صنایع
_________________________________________________________________


چشمان خندان و متبسم :

شوخ ،قلب پاک ،استعداد در صنایع ،اگر زن باشد مادری با عاطفه و مهربان .
_________________________________________________________________


مردمک در وسط چشم وسفیدی پیدا :

اختلال و پیچ و خم های فکری ،بی باک بودن
_________________________________________________________________


چشمهای بادامی:

خودخواه و متکبر،مغرور،اگر ابروها از چشمها فاصله داشته باشد خوبی و آرامش روح .
_________________________________________________________________


چشمهایی که انتهایش پایین یا بالاست :

ساعی ،تیز هوش،و بعضا موذی و حیله گر .
_________________________________________________________________


چشمان ریز مثل کبوتر :

طبع ملایم ،ذلالت بر راز پوشی زیاد و سکوت،محتاط و محافظه کار ،صادق و راستگو،مشکل پسند،کم صبر،ناشکیبا ،مردان این
گروه مدیران و فرمانداران و مشاوران قوی هستند و زنان این گروه وفادار و پایدار هستند . خودخوری و استعداد هوشی زیاد.

_________________________________________________________________


چشمان سه گوش :

اکثرا با دیگران مشکل دارند بالاخص با نامزد خود ،بی حوصله در بحث و جدل ،وسواسی،ایراد گیر ،اهل نق زدن ،سازگاری با
محیط و حرفه های مختلف دارند . بهترین فضای کار برای این گروه فضای سیاسی است .

_________________________________________________________________


چشم روباهی :

هوش و فراست بالا ،توانمندی کافی در مدیریت ،ارتباطات ،قدرت فکری زیاد در فریبکاری ،از قلبی رئوف و مهربان و مردمی
برخوردار است ،از قدرت بیان بالایی برخوردار است اما اغلب ترجیح می دهد سکوت کند.


کلمات کلیدی: دانستنیها
 
میدونید هندی ها چطوری عکس می گیرن ؟
ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٧  

اینطوری

بقیه عکسها در ادامه مطلب.


کلمات کلیدی: تصویر ،کلمات کلیدی: خیلی جالب
 
اگه می خواین تو عکس هاتون بهترین باشید
ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٧  

 

اگه می خواین تو عکس هاتون بهترین باشید

خیلیها واقعاً نمی تونند عکسهای خودشونو تحمل کنن و احساس می کنن که توعکس ها، بدترین قیافه و وضعیت ممکن خودشونو پیدا می کنن. این مشکل تو خانوم ها خیلی بیشتره ، اما معنیش این نیست آقایون دوست ندارن هر چند وقت یکبار عکسی بگیرن که با دیدنش اعتماد به نفسشون چند صدبرابر بشه. پس همگی، اگه دلتون میخواد تو عکس ها خوب بیفتیدو هر وقت که چشمتون به عکساتون افتاد بگید وااااااای این منما!!!!!! این چهار قدم رو دنبال کنید.

اما قبل از هرچیزی بذارید یه چیزی رو رک و راست براتون توضیح بدم: انتظارات. سعی کنید انتظار و توقعتون معقول و منطقی باشه. هدف شما باید این باشه که سعی کنید تو عکس ها در بهترین حالت ممکن خودتون ظاهر بشید، که این بهترین حالت هر چیزی می تونه باشه. اگه فکر می کنید که با چندتا جادو و جنبل قبل از فشاردادن دکمه دوربین ، می تونید مثل جرج کلونی یا آنجلینا جولی بیفتید، حسابی تو توهمید.

 


قدم اول: بهترین لبخندتون رو بشناسید 

بااینکه همه لبخندها در یک محل (دهان) ایجاد می شن، اما بعضی از لبخند ها موجی روی صورتتون ایجاد می کنه که باعث می شه چشمهاتون هم احساستون رو ابراز کنه. اگر حال و حوصله ندارید و دلیلی هم برای خندیدن یا لبخند زدن نمی بینید،احتمالا' وقتی کسی لنز دوربین رو به سمتتون می گیره، یه لبخند مصنوعی تحویل عکاس می دین. حالا اگه بقیه آدم های توی عکس، واقعی لبخند زده باشن یا در حال خندیدن باشن، مطمئن باشید که این لبخند مصنوعی و یخ زده تون حتماً تو ذوق میزنه.

پس برای اینکه تو عکس خوب بیفتید، به عکس های قبلی خودتون یه نگاهی بندازید و ببینید که کدوم لبخند به صورتتون بیشتر میآد. حتماً موقعیت رو در نظر داشته باشین و یاد بگیرین که اون لبخندخاص رو تقلید کنید تا هر موقع دوربین به سمتتون چرخید بتونید دقیقاً همون لبخند رو روی صورتتون بنشونید.   

 ادامه در لینک ادامه مطلب .

 


کلمات کلیدی: علمی ،کلمات کلیدی: دانستنیها
 
مهریه بسیار عجیب و جالب علیرضا افتخاری برای دو دخترش!
ساعت ۸:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٧  

تعیین مهریه های سنگین و نجومی‌چنان مرسوم شده است که مانند دیگر رسومِ دست و پا گیر، سدی بزرگ بر سر راه ازدواج جوانان شده است. آیا ارزش‌های وجودی خودمان را با معیار سکه ها می‌سنجیم و در این بین چه بلاها که بر سر جوانان شیدا و عاشق پیش نمی‌آید. جوانانی که فقط به فکر رسیدن به معشوقند و دیگر هیچ. و تازه پس از ازدواج می‌فهمند که چه بلایی بر سرشان آمده است. حال اگر جوانی نخواهد به زندگی زناشوییش ادامه دهد ایا مهریه های سنگین و این سکه‌ها مانع از فروپاشی زندگیش خواهد شد؟ بی شک خیر، که اگر میشد آمار طلاق به این حد بالا نمی‌رفت.

جالب است بدانیم که آقای علیرضا افتخاری، خواننده خوش صدای کشورمان، مهریه دختر بزرگش را حفظ 450 غزل از حافظ شیرازی و مهریه دختر کوچکش را حفظ 16 جزء از قران کریم قرار داده است که تا کنون داماد بزرگش 350 غزل حفظ کرده و داماد کوچکش 8 جزء از قرآن کریم را حفظ کرده است.


کلمات کلیدی: خیلی جالب ،کلمات کلیدی: ترین ها
 
دفتر خاطرات یک تازه عروس
ساعت ۱:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱۳  

دوشنبه
الان رسیدیم خونه بعد از مسافرت ماه عسل و تو خونه جدید مستقر شدیم ..خیلی سرگرم کننده هست این که واسه ریچارد  آشپزی میکنم ..امروز میخوام یه جور کیک درست کنم که تو دستوراتش ذکر کرده که 12 تا تخم مرغ رو جدا کنین و بزنین ..ولی من کاسه به اندازه کافی  نداشتم واسه همین مجبور شدم 12 تا کاسه قرض بگیرم تا بنونم تخم مرغ ها رو توش بزنم 
 _______________________________________

سه شنبه
ما تصمیم گرفتیم واسه شام سالاد میوه بخوریم ..در روش تهیه اون نوشته بود..بدون پوشش سرو شود ..خوب منم این دستور رو انجام دادم ..ولی ریچارد  یکی از دوستاشو واسه شام آورده بود خونه مون ..نمیدونم چرا هر دو تاشون وقتی که داشتم واسشون سالاد رو سرو میکردم.. اون جور عجیب و شگفت زده به من نگاه میکردن 
 
 
________________________________________
 
چهار شنبه
من امروز تصمیم گرفتم برنج درست کنم و یه دستور غذایی هم پیدا کردم واسه این کار که می گفت  قبل از دم کردن برنج کاملاً شستشو کنین .پس من آبگرمکن رو راه انداخنم و یه حموم و شستشوی حسابی کردم قبل از این که برنج رو دم کنم. ولی من آخرش نفهمیدم این کار  چه تاثیری تو دم کردن بهتر برنج داشت 
 
________________________________________

پنجشنبه
بازم امروز ریچارد  ازم خواست که واسش سالاد درست کنم . خوب منم یه دستور جدید رو امتحان کردم ... تو دستورش گفته بود مواد لازم رو آماده کنین و بعد اونو روی یه ردیف  کاهو پخش  کنین   و بزارین یه ساعت بمونه قبل از این که اونو بخورین ..
خوب منم کلی گشتم تا یه باغچه پیدا کردم و سالادمو روی یه ردیف از کاهوهایی که اون جا بود پخش و پلا  کردم   و فقط مجبور شدم یه ساعت بلای سرش بایستم که یه دفعه یه سگی نیاد اونو بخوره
ریچارد اومد اون جا و ازم پرسید من واقعا  حالم خوبه؟؟
 نمیدونم چرا ؟..عجیبه!!! ..حتما خیلی تو کارش استرس داشته ..باید سعی کنم یه مقداری دلداریش بدم /
    
________________________________________

جمعه

امروز یه دستور غذایی راحت پیدا کردم ..نوشته بود همه مواد لازم رو تو یه کاسه بریز و بزن به چاک ..خوب منم ریختم تو کاسه و  رفتم خونه ی مامانم ..ولی فکر کنم دستوره اشتباه بود .چون وقتی برگشتم خونه.. مواد لازم همون جوری که ریخته بودمشون تو کاسه  ..مونده بودن
  ________________________________________

شنبه
ریچارد امروز رفت مغازه و یه مرغ خرید و از من خواست که واسه مراسم  روز یکشنبه اونو آماده کنم ..ولی من مطمئن نبودم که چه جوری آخه میشه یه مرغ رو واسه یکشنبه لباس تنش کرد و آماده اش کرد ..قبلا ًبه این نکته تو مزرعه مون توجهی نکرده بودم ولی بالاخره یه لباس قدیمی عروسک پیدا کردم و با کفش های خوشگلش ..وای من فکر میکنم مرغه خیلی خوشگل شده بود  

وقتی ریچارد مرغه رو دید ..اول شروع کرد تا شماره 10 به شمردن و ولی بازم خیلی پریشون بود ..
حتما به خاطر شغلشه یا شایدم انتظار داشته مرغه واسش برقصه.
وقتی ازش پرسیدم عزیزم آیا اتفاقی افتاده ؟شروع کرد به گریه و زاری و هی داد میزد
. .آخه چــــرا من ؟؟چــــــرا من؟
هـــــووووم ..حتماً به خاطر  استرس کارشه ..مطمئنم
 


کلمات کلیدی: داستان کوتاه ،کلمات کلیدی: خیلی جالب
 
پیام های آبی از هانی نت
ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱۳  

God didn't promise days without pain, laughter, without sorrow, sun,
without rain, but He did promise strength for the day, comfort for the tears,
and light for the way. 

خداوند هیچ تضمین و قولی مبنی بر این که   حتما روزهای ما  بدون غم بگذره یا این که خنده باشه بدون  هیچ غصه ای....  یا خورشید باشه بدون هیچ بارونی... نداده
ولی یه قول رو به ما داده که اگه استقامت داشته باشیم در مقابل مشکلات
تحمل سختی ها رو برامون آسون میکنه و چراغ راهمون میشه

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

Disappointments are like road bumps, they slow you down a bit
but you enjoy the smooth road afterwards.
Don't stay on the bumps too long. Move on!

 ناامیدی ها مثل دست انداز های یک جاده میمونن ممکنه باعث کم شدن سرعتت در زندگی بشن  ولی  در عوض بعدش از یه جاده صاف و  بدون دست انداز بیشتر لذت خواهی برد ، بنابر این  رو ی دست اندازها و ناهمواریها خیلی توقف نکن و به راهت ادامه بده

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
When you feel down because you didn't get what you want,
just sit tight and be happy, because God has thought
of something better to give you.

وقتی احساس شکست میکنی که نتونستی  به اون چیزی که می خواستی برسی ناراحت نشو ..حتما خداوند صلاح تو رو در این دونسته و برات آینده بهتری رو رقم زده.

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 When something happens to you, good or bad,
consider what it means.

 وقتی یه اتفاق خوب یا بد برات میافته همیشه دنبال این باش که این چه معنی و حکمتی درش نهفته هست.

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

There's a purpose to life's events, to teach you how
 to laugh more or not to cry too hard.

 برای هر اتفاق زندگی دلیلی وجود دارد  که به تو می آموزد که چگونه بیشتر شاد زندگی کنی و کمتر غصه بخوری

 ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

You can't make someone love you, all you can do is be
someone who can be loved,
the rest is up to the person to realize your worth.

 تو نمیتونی کسی رو مجبور کنی که تو رو دوست داشته باشه
تمام اون کاری که میتونی انجام بدی اینه که تبدیل به آدمی بشی که لایق دوست داشتن هست..و
عاقبت کسی پیدا خواهد شد که قدر تو رو بدونه

 ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 It's better to lose your pride to the one you love,  than to lose the one you love because of pride.


  بهتره که غرورت رو به خاطر کسی که دوست داری از دست بدی تا این که
کسی رو که دوست داری به خاطر غرورت از دست بدی

 ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

We spend too much time looking for the right person to
love or finding fault with those we already love, when instead
we should be perfecting the love we give. 

ما معمولاً زمان زیادی رو صرف پیدا کردن آدم مناسبی برای دوست داشتن ..یا پیدا کردن عیب و ایراد کسی که قبلا دوستش داشتیم میکنیم
باید به جای این کار  ... در  عشقی که داریم ابراز می کنیم کامل باشیم

 ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 Never abandon an old friend. You will never find one who can take there place.
Friendship is like wine, it gets better as it grows older.

 هیچ وقت یه دوست قدیمیت رو ترک نکن چون هیچ زمانی کسی جای اون رو نخواهد گرفت
دوستی مث شراب میمونه که هر چی کهنه تر بشه ارزشش بیشتر میشه.

 


کلمات کلیدی: پیام آبی
 
کاهش وزن با خوردن !!؟
ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱۳  

چگونه مصرف غذاهایی با ایندکس گلیسمیک پایین به کاهش وزن کمک می کند ؟

 


 
** در جدول انتهای متن جدول کاملی از غداها به همراه ایندکس گلیسمیک آنها داده شده است) **

ایندکس گلیسمیک                        Glycemic Index

در این بخش از کلمه ی کربو هیدرات به جای کلمه ی "قند" استفاده می گردد. همچنین گلوکز یک قند ساده ی شش کربنی است، و قند خون نیز همان قند گلوکز می باشد.


ایندکس گلیسمیک:

مقیاسی است که نشان دهنده ی میزان افزایش سطح گلوکز خون پس از مصرف غذا های کربوهیدراتی می باشد. ایندکس گلیسمیک قند سفید، یا نان سفید برابر با 100 می باشد، که این به عنوان واحد ایندکس گلیسمیک در نظر گرفته می شود. ایندکس گلیسمیک بقیه ی مواد غذایی کربوهیدراتدار، با مقایسه با این واحد؛ و نیز بر اساس این که سطح گلوکز خون پس از مصرف آنها تا چه  اندازه افزایش می یابد سنجیده می شود.
پس از مصرف یک ماده ی غذایی کربوهیدراتدار، گلوکز موجود در  این ماده ی غذایی، در حین عمل هضم شکسته شده، و انرژی موجود در آن آزاد، و برای انجام فعالیت های مختلف توسط بدن مورد استفاده قرار می گیرد. کربوهیدرات های موجود در مواد غذایی پس از شکسته شدن توسط بدن، به جریان خون وارد شده؛ که این منجر به افزایش سطح قند خون می گردد.

ادامه این مطلب را در لینک ادامه مطلب بخوانید.


کلمات کلیدی: علمی ،کلمات کلیدی: دانستنیها
 
تقسیم بندی انسانها از دیدگاه دکتر شریعتی
ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱۳  

1- آنهایی که وقتی هستند، هستند وقتی که نیستند هم نیستند. حضور عمده آدمها مبتنی بر فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم میشوند بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.
 
2- آنانی که وقتی هستند، نیستند وقتی که نیستند هم نیستند، مردگانی متحرک در جهان، خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشتهاند. بیشخصیتاند و بیاعتبار، هرگز به چشم نمیآیند، مرده و زندهشان یکی است.
 
3- آنهایی که وقتی هستند، هستند وقتی که نیستند هم هستند ، آدمهای معتبر و باشخصیت، کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند.و در نبودشان هم تاثیر خود را میگذارند کسانی که همواره در خاطر ما میمانند، دوستشان داریم و برایشان ارزش قائلیم.
 
4- آنهایی که وقتی هستند، نیستند وقتی که نیستند، هستند. شگفتانگیزترین آدمها. در زمان بودنشان چنان قدرتمند و باشکوهند که ما نمیتوانیم حضورشان را دریابیم اما وقتی که از پیش ما میروند نرمنرم و آهسته آهسته درک میکنیم . باز میشناسیم، میفهمیم که آنان چه بودند . چه میگفتند و چه میخواستند . ما همیشه عاشق این آدمها هستیم . هزار حرف داریم برایشان اما وقتی در برابرشان قرار میگیریم، گویی قفل بر زبانمان میزنند. اختیار از ما سلب میشود. سکوت میکنیم و غرق در حضور آنان مست میشویم و درست در زمانی که میروند یادمان میآید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم . شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.
 


کلمات کلیدی: مشاهیر
 
ارمغان سیگار، زشتترین لبخندها
ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱۳  

اگر می خواهید دندان های زرد و سیاه داشته باشید سیگار به خواسته شما خیلی سریع جواب می دهد.


اگر می خواهید آدمی عصبی و بداخلاقی شوید سیگار زیاد بکشید.
اگه می خواهید که جزء هزار نفری باشید که روزانه عمرشان را زودتر از موعد به اتمام می رسانند راهی گورستان می شوند، پس تا می توانید سیگار بکشید.تصمیم با خود شماست .
اولین و مهمترین چیزی که از مصرف سیگار رخ می کند وابسته کردن شما به خودش است . اگه می خواهید که به جای جذب دوستان و اطرافیانتان ، آنها را از خود برانید و آنها هیچ علاقه ای به نزدیکی و معاشرت با شما نداشته باشند ، سیگار را انتخاب کنید. چون سیگاریها دهانشان بد بو و تن و لباسشان بوی بد سیگار می دهد .
آیا می دانید که از نظر علمی ثابت شده ، جوانان سیگاری بیشتر در معرض خطر سکته قلبی و مغزی هستند و اغلب اوقات طبق آمار موجود سکته آنان منجر به مرگ میشود ؟
آیا می دانید که دود سیگار برای غیرسیگاریها مضرات بیشتری دارد .
پس اگه دوست دارید که تعداد زیادی از اطرافیانتون به بیماریهای مختلفی مثل آسم و آلرژی وسرطان ریه ..... ومبتلا بشوند ، و شما عامل آن باشید ،پس سیگار بکشید .
اگر فروشنده هستید و می خواهید که مشتریان شما لحظه ای در فروشگاه شما تامل نکنند تا جنس مورد نظرشان را انتخاب کنند ، حتماً فضا ی مغازه تان را به جای بوی عطر و بوی دلپذیر ، از دود سیگار انباشته نمایید.
اگر خانم هستید و باردارو درآرزوی یک طفل سالم می باشید ،چنانچه به جای اکسیژن و هوای پاک ، درمعرض هوای آلوده و به ویژه دود سیگار قراربگیرید و یا سیگار بکشید منتظر عواقب وخیم آن باشید که اهمال در این موضوع یک عمرپشیمانی برایتان به ارمغان می آورد.
اگر سالهای طولانی است که سیگار میکشید و به نظرتان کنار گذاشتن سیگار به سلامت شما کمکی نخواهد کرد، سخت در اشتباهید. در یک مقایسه بین افرادی که سیگار را ۱۱ سال پیش کنار گذاشته بودند و افرادی که اصلا سیگار نکشیده بودند، مشاهده شد که سلامت لثههای آنها کاملا مشابه یکدیگر است و هر دو لثههای تقریبا سالمی دارند.
حتی کم کردن مقدار سیگار هم کمک کننده است. وضعیت لثه کسانی که روزی یک و نیم پاکت سیگار میکشند، ۶ برابر بدتر از کسانی است که هرگز سیگار نکشیدهاند، حال آنکه اگر کسی روزی نیم پاکت سیگار بکشد وضعیت لثههای او ۳ برابر بدتر از لثه غیرسیگاریهاست.
 .دود سیگار حاوی تقریباً چهار هزار ماده شیمیایی خطرناک است که هرکدام روی قسمت های مختلف بدن تاثیرات سوئی می گذارند.
 در حقیقت سیگار اصلی ترین و قابل پیشگیری ترین علت مرگ و میر می باشد.
سرطانهای دهان، زبان، حلق، مری، حنجره، نای، ریه، معده، پانکراس و مثانه ارتباط مستقیم با مصرف سیگار دارند که در این میان سرطان ریه از همه شناخته شده تر و رایج تر است. تصلب شرایین و بدنبال آن سکته های قلبی و مغزی، بیماریهای انسدادی ریه (برونشیت و آمفیزم)، زخم معده و اثنی عشر، بیماریهای عروق محیطی و گانگرن پاها و بالاخره کاهش باروری  از دیگر عوارض شناخته شده سیگار هستند
جالب است بدانید که جیمز اول پادشاه انگلیس در چهارصد سال پیش دود سیگار را برای چشم، بینی، دهان و مغز مضر می دانست و آنقدر از سیگار نفرت داشت که دود سیگار را به دود شعله های قعر جهنم تشبیه می کرد.
بنا به یک ضرب المثل عربی سیگار خیلی خوب است زیرا: اولاً سگ شما را گاز نمی گیرد چون بوی بدی دارید، ثانیاً دزد شب به خانه شما دستبرد نمی زند چون می داند با سرفه های شبانه مکرراً از خواب بیدار می شوید و خواب آرام و راحتی ندارید و ثالثاً از عوارض پیری رنج نخواهید برد چون اصلاً به این سن نمی رسید.

 


کلمات کلیدی: بهداشتی ،کلمات کلیدی: علمی
 
عطسه وسیله ی شناختن افراد
ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٧  

عطسه یکی از اصواتی است که در فصل بهار و در زمان گرده افشانی گل ها و درختان ، به گوش می رسد . اما متخصصین رشته ی زبان اشاره (body language ) معتقدند نوع عطسه کردن نشانگر شخصیت افراد است :
بر اساس گفته ی پتی وود یکی از متخصصین بیشتر افراد در طول عمرشان روش عطسه ی مختص به خودشان را دارند که بستگی به شخصیت درونی آنها دارد .
این متخصصین بر اساس تحقیقی که انجام داده اند ، عطسه کنندگان را به چهار دسته ی کلی تقسیم نموده اند :
1- افراد خوب و مهربان
2- افراد درست و قابل اعتماد
3- افراد کاری
4- افراد مشتاق و موثر
افرادی که فقط یک عطسه می کنند در زمره ی افراد خوب و مهربان هستند و افراد خون گرم ، مفید و حامی دیگران می باشند
افرادی که با صدای بلند عطسه می کنند در زمره ی افراد کاری به شمار می روند ، این اشخاص سریع العمل ، قاطع ،در نهایت رهبران خوبی هستند.
اشخاصی که همیشه در هنگام عطسه نمودن با دستمال جلوی بینی خود را می گیرند ، افراد درست و قابل اعتمادی هستند این افراد معمولاً با دقت ، درستکار ، و بسیار منطقی می باشند .
آخرین گروه افرادی هستند که با صدای بلند و خشن و به دفعات عطسه می کنند می باشند . این افراد در زمره ی افراد مشتاق به شمار می آیند که این اشخاص دارای جذابیت اجتماعی می باشند و توانایی ایجاد انگیزه و تاثیر گذاری بر دیگران را دارند .
بنا به گفته دکتر فردیک لیتل ، پروفسور دانشگاه بوستوب یک الگوی ذاتی برای روش عطسه کردن انسانها وجود دارد که به احتمال زیاد ژنتیکی و موروثی می باشد .


کلمات کلیدی: علمی ،کلمات کلیدی: دانستنیها
 
بهترین تصاویر علمی سال ۲۰۰۸
ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٧  

مجله ساینس Science و بنیاد علمی علوم، هر ساله بهترین عکس‌های علمی را انتخاب می‌کنند. امسال ششمین دوره این مسابقه عکاسی و تصویربرداری انجام شد و نتایج آن همین امروز اعلام شد. امسال ۱۸۱ عکس از آمریکا و ۲۰ کشور دیگر دنیا در این مسابقه شرکت داده شدند.

Tinypic

۱- عکس برنده جایزه اول: این عکس را «ماریو دی استفانو» از دانشگاه ناپل  گرفته است. عکس نشاندهنده جلبک‌های تک سلولی است که به یک جاندار دریازی بی‌استخوان Eudendrium racemosum چسبیده‌اند،‌ این عکس به کمک میکروسکوپ الکترونی گرفته شده است:

Tinypic

مابقی عکس ها را در ادامه مطلب ببینید .


کلمات کلیدی: علمی ،کلمات کلیدی: دانستنیها ،کلمات کلیدی: خیلی جالب
 
ترشی
ساعت ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٧  

تاریخچه ساخت ترشی
ترشی چاشنی بسیار خوشمزه اما ...


مدارکی وجود دارد که نشان می دهد در حدود چهار سال پیش ، به وجود آمده ولی از 2000 سال قبل از میلاد مسیح در هند ، خیارشور و ترشی وجود داشته است . ارسطو در خصوص اثر شفا بخشی ترشی رساله ای نوشته و ملکه کلئوپاترا از طرفداران ترشی و خیارشور بوده است . ژولیوس سزاز معتقد بوده است که ترشی حس شجاعت به انسان می دهد . به همین خاطر به سربازانش دستور داده بود که ترشی مصرف کنند . ترشی توسط کریستف کلمب به آمریکا برده شد .
و در مورد ایران هم باید گفت در زمان مادها ترشی رواج پیدا کرد . درحالیکه از عمر ترشی صنعتی در ایران 70 سال می گذرد .
چرا ترشی ؟
ترشی انداختن و یا ( pickling) یکی از روش های نگهداری مواد غذایی مانند کنسرو کردن و یا در نهایت استفاده از اشعه می باشد . در فضای محتوی ترشی PH محیط برای میکروب ها بسیار نامساعد می شود و در این محیط ، ‌دسترسی ماده غذایی به اکسیژن نیز از بین می رود و در نتیجه بسیاری از واکنش های شیمیایی رخ نخواهد داد .
ارزش غذایی ترشیجات
ترشی ارزش غذایی پایینی دارد ، زیرا از مواد اولیه ای ساخته شده اند که ارزش غذایی بالایی ندارند و این مواد در فرآیند ترشی سازی همان مقدار کمی که ویتامین دارند را نیز از دست می دهند .
تنها مقداری آهن و منیزیم واملاحی از این ها نیز ه مقدار کمی در ترشی وجود دارند که آن هم به علت استفاده ی کم از این نوع چاشنی ، بسیار اندک به بدن می رسند .
پس نباید از ترشی به عنوان منبع انرژی استفاده کرد .
آیا ترشی مضر است ؟
بله برای افرادی که معده ی حساسی دارند ترشی مضر می باشد . ترشی به هیچ وجه ماده ای نمی باشد که برای لاغری استفاده شود . بلکه با تحریک اشتها باعث زیاد خوردن هم می شود که به عکس تصورات غلط برخی افراد می باشد که تصور می کنند ترشی باعث لاغری و کاهش وزن افراد می شود.
لازم است بدانید ترشی نیز از موتد فاسد شدنی می باشند که اگر در مجاورت هوا قرار گیرند تولید قارچ و کپک می کنند . پس نمی توان ترشی را چند سال نگه داری کرد مگر برخی ترشیجات که در آن از سرکه های مرغوب استفاده می کنند مانند انواع سیر ترشی های مرغوب . از نکات مهم مصرف ترشی این است که می تواند به طور غیر مستقیم مصرف سس را کاهش دهد و از زیادتر چاق شدن آن هم توسط سس های چرب جلوگیری به عمل آورند.


کلمات کلیدی: چاشنی
 
بستنی
ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٧  

بستنی به احتمال زیاد نوع تکامل یافته آب میوه ها و نوشیدنی های دیگر یخ زده به شمار می رود.
در قرن چهارم قبل از میلاد ، اسکندر کبیر به نوشیدنی های یخی یا همان تگری ،‌علاقه ی فراوانی داشته است.

 


درسال 62 قبل از میلاد نیز نرون ، امپراطور روم گروه هایی از سربازانش را به کوهستان های آپنین ( Apennines ) می فرستاد تا برایش برف و یخ کوهستان ببرند ، سپس آن را با پوره ی میوه جات و شربت ها مخلوط می نمود و میل می کرد .
هزاران سال است که آب یخ زده در جهان به مصرف می رسد و مردم روش های بسیاری برای یخ زدن مطلوب تر و سریع تر را ابداع نموده اند تا راحت تر به این ماده ی مصرفی لذت بخش دسترسی پیدا کنند .
در ادبیات چین باستان آمده است که قدمت این ماده به قرن دوازدهم بر می گردد.
بازرگانان و ماجراجویانی هم چون مارکوپولو ، دستور تهیه یخ را از خاور دور به اروپا برده است .
در سال 1660 کافه پروکوپ ( Café Procope ) توسط یک ایتالیایی به نام کولتلی ( Coltelli ) در پاریس افتتاح شد که در آن هم انواع بستنی و یخ های طعم دار تولید و عرضه می شد.
امروزه شما قدرت انتخاب انواع بستنی با طعم های مختلف را دارید . بستنی در آمریکا و ابداع روش های تازه انواع دسرها در آمریکا رواج پیدا نمود .
در فاصله ی سال های 1873 و 1848، 69 دستگاه چرخشی تولید بستنی در جهان به ثبت رسید و در سال 1851 اولین واحد صنعتی تولید بستنی توسط جاکوب فیوزل ، در بالتیمور راه اندازی شد .
اولین فریزر افقی یک پارچه ،‌توسط اچ . اچ میلر H.H.miller ساخته شد که در آن قطعات کوچک بستنی به صورت جداگانه و در قالب های کوچک فریز می شد .

 


کلمات کلیدی: آشپزی ،کلمات کلیدی: دسر ها
 
محبوب قلب‌ها، پل نیومن
ساعت ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٧  

روز جمعه پل نیومن، ستاره مشهور سینما، در ۸۳ سالگی، پس از جدالی طولانی با سرطان ریه، درگذشت. به مطلبی از ماهنامه دنیای تصویر درمورد وی توجه کنید:

این بازیگر چشم‌آبی می‌توانست با بازی در هر چه به او پیشنهاد می‌کردند، ستاره‌ای بی‌بو و خاصیت باقی بماند، ولی در عوض در نقش‌هایی چالش‌برانگیز ظاهر شد که در آن واحد، هم از سوی مردم و هم از سوی منتقدان مورد استقبال قرار گرفت.

تولد: پل لئونارد نیومن، ۲۶ ژانویه ۱۹۲۵، اوهایو
قد: یک متر و ۸۰

همسران و فرزندان: جکی ویت بازیگر (۱۹۴۹ تا ۱۹۵۸، جدا شدند) پسری به نام اسکات و دخترهایی به نام سوزان و استفانی.
جوآن وودوارد (۱۹۶۸ تا آخر عمر)، دخترهایی به نام الینور، ملیسا و کلر

Tinypic

مابقی مطالب را در ادامه مطلب بخوانید .


کلمات کلیدی: هنرپیشه ها ،کلمات کلیدی: خیلی جالب
 
یک قسمت از کارتون زیبای زبل خان
ساعت ٥:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۳  

قسمت کرکدیل از مجموعه زبل خان رو در این قسمت می تونید ببینید . البته به زبان اصلی


کلمات کلیدی: کلیپ تصویری ،کلمات کلیدی: کارتون
 
چگونه اوقاتمان را در فراقت به سر ببریم ؟
ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۳  

Image and video hosting by TinyPic

ادامه عکسه راا در لینک ادامه مطلب ببینید .


کلمات کلیدی: طنز ،کلمات کلیدی: کاریکاتور
 
لپ تاپ های الماس نشان1000000دلاری
ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۳  

یکی از ایرادهایی که به کامپیوترهای لپ تاپ یا همان پرتابل گرفته می شد ، این بود که پیشرفت ها به وجود آمده در تکنیک ها وقابلیت ها ، در مقابل تحولات ایجاد شده در ظاهر آنها به مراتب چشم گیرتر بوده و اصولاً لپ تاپ ها از نظر ظاهری چندان برجسته نیستند .

به همین دلیل هم شرکت هایی چون لواگلیو و سینگلوم دست به کار شده تا لپ تاپ ها را از نظر زیبایی و ظاهری بیشتر جلوه دهند .
سه نمونه از این تحولات وارد بازار شده اند نمونه ای از آن کلید هایش از جنس عاج ساخته شده و جعبه ی آن یا همان محفظه ی پوششی اش از کاردست و چوب می باشد . این لپ تاپ ها به مبلغ 62 هزار دلار به فروش می رسد . نوع دیگر این لپ تاپ ها به کمک یک تکه الماس باز و بسته می شود ، این لپ تاپ ها ویژه ی بانوان طراحی شده  دارای 43 سانتی متر طول می باشد که به صورت خودکار تمیز می شود . ضمن آنکه این لپ تاپ ها هنگامی که بسته می شود ، برای بانوان مانند یک کیف دستی که حتی برای مهمانی ها نیز مناسب باشد به نظرمی رسد . لپ تاپ های مذکور همراه با قطعه ی بزرگ الماسی که در آن استفاده شده است به مبلغ 1 میلیون دلار به فروش می رسد و بدون الماس هر کدام 10 هزار دلار قیمت دارند !!!


کلمات کلیدی: علمی ،کلمات کلیدی: کامپیوتر
 
فرهنگ وتمدن چین
ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۳  

چینیان باستان بر این باور بوده اند که به هنگام خورشید گرفتگی ، اژدهایی قصد دارد خورشید را ببلعد .
چین بزرگترین کشور جهان می باشد که ربع جمعیت دنیا را در خود جا داده است .

بلندترین کوه ها و وسیعترین اقیانوس ها و پهناورترین بیابان های دنیا آنرا احاطه نموده اند .از سال 766 قبل از میلاد کتیبه هایی از مورخان چینی راجع به تمامی جزئیات این کشور به ثبت رسیده است ، اما زیاد مورد اطمینان نمی باشد زیرا مردم در آن زمان سلیقه ای مطالب را نگارش می کردند و مطالب و افسانه های زیادی در آنها راجع به مردم و زندگی چینی ثبت کرده اند .
برخی از داستان های عجیب چینی در ذیل موجود می باشد :
آدم نخستین پس از آنکه 18 هزار سال رنج کشید ، توانست در 2229000 هزار سال قبل از میلاد مسیح (ع) به گیتی شکل ببخشد . در آن حال که کار می کرد از نفسش ابر و باد ، ار آوازش تندر ، و از رگ هایش رود های بزرگ و وسیع ، از گوشش زمین ، از مویش سبزه و درخت ، از استخوانش فلزات ، و از عرقش باران پدید آمد و از حشراتی که در بدنش نشسته بودند نوع انسان زاده شد .
نخستین شاهان چینی هر کدام 18 سال سلطنت نموده اند . خاقان های چین تقریباً از سال 2825 قبل از میلاد مسیح بتدریج راه و رسم زندگی را به مردم  آموختند . پیش از آنکه چینیان با تمدن غرب آشنا شوند ، سکنه ی آمریکا و اروپا را وحشی می شمردند .
حتی تا سال 1860 خود را لقب بربرها را به خود داده و خود را منتخب ها و برگزیده ی اقوام جهان می شمردند . این در صورتی بود که خود در مصائبی مانند خشکسالی ، هرج و مرج های سیاسی ، علوم پس افتاده ، صنایع کم مزد ، فقر ، تولید مثل بی بند وباری و ... غوطه ور بودند .
اما شاید حق با آنها بوده زیرا در پس این مصائب و پرده های تاریک روشنایی هایی نیز وجود داشت ، کهن ترین تمدن ها ی زنده از آن چینی ها بوده است . سنن شعری آنها به سال 1700 سال پیش از میلاد بر می گردد و فلسفه کهنسالی دارند که گرچه خیالی می باشد ولی باز عملی می باشد و گرچه ژرف است باز دریافتنی است .
چینی سازی و پیکر سازی چینی ها در نوع خود بسیار بی نظیر می باشد . هنرهای خرد آنها در اوج سادگی و کمال است و جز در ژاپن رقیبی ندارد .
سازمان اجتماعی چینی ها پیش از همه ی سازمان های اجتماعی جهان تاب آورده است و جمعیت فراوان خود را سامان بخشیده است .
باید دید که راز دیرپایی حکومت ، هنرنمایی ، چیره دستی ، وقار ، و عمق روحی آنها چیست ؟


کلمات کلیدی: علمی ،کلمات کلیدی: دانستنیها
 
طالع بینی مهرماه برای تمامی ماه های رومی سال
ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۳  

فروردینی ها در این ماه چه دغدغه ای دارند ؟

خطایی مرتکب شده اید که موضوع آن بسیار بدیهی است . اما حفظ ظاهر کرده و خود را توجیه می کنید .
در حالیکه توصیه می شود هر چه زودتر جلوی اشتباهات را بگیرید .غرور منفی تان ر بیشتر از این فعال نکنید ، چون تکرار مکرری را در پی داد که خودتان از آن.....

ادامه مطلب را توسط لینک ادامه مطالب ببینید .


 


کلمات کلیدی: طالع بینی
 
راه های اصلاح دروغ گویی در کودکان
ساعت ٢:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۳  

1- اگر کودک شما دروغ می گوید و ریشه ی دروغش به تخیلات کودکانه اش مربوط است توجه داشته باشید که با شنیدن حرف های ظاهراً عجیب و غریب ، فوراً با او مانند یک دروغگو رفتار نکنید و حرف هایش را با خشونت تکذیب نکنید ، بلکه کم کم به او بفهمانید که چه چیز هایی واقعیت دارند و چه چیزهایی غیر واقعی اند .

مثال : اگر کودک به شما می گوید امروز سگی را در خیابان دیدم که اندازه ی یک شیر بود  شما با او چگونه رفتار خواهید کرد : لازم است به او بگویید که همه ی سگ ها ظاهری کوچکتر از شیر دارند . هرگز به او نخندید و به اونسبت دروغگو را ندهید . زیرا اگر قصد دروغ گفتن را هم نداشته باشدبه مرور و با رفتار شما ترجیح می  دهد از دروغ استفاده کند و بعد شما به او این نسبت را دهید . شما باید دلیل دروغ را ریشه یابی کنید و سپس به اصلاح آن بپردازید و به کودک بفهمانید که با دروغ گویی هیچ گاه نمی تواند به هدفش برسد و درضمن شما نیز در این نوع دروغ گویی بی تقصیر نمی باشید چون کودک در ابتدا قصد دروغ گویی به شما راندارداو نتوانسته با شما رابطه ی دوستانه برقرار کند و با گفتن حقیقت شما به خواسته ی او توجه نکرد اید و مجبور شده از دروغ برای گو زدن شما استفاده نماید .

2- هرگز به کودکتان وعده های دروغین ندهید ، زیرا با این کار دروغ گویی را به او آموزش می دهید .

3- بررسی کنید که را کودک شما احساس کرده باید دروغ بگوید
مثال : دختر شما می گوید تمام نمراتش را بیست گرفته است در حالی که در واقع در مدرسه مشکل دارد . خیلی مهم است بفهمید آیا او توسط شما با همسالانش بیش از حد تحت فشار است و دروغ گویی به او در مقابله با احساس بی کفایتی کمک می کند یا خیر ؟
شما می توانیدبه این مشکل این چنین کمک کنید : ( می دونم که واقعاً خیلی روی تکالیف خونه کار می کنی و وقت می ذاری و این کار برات مشکله ، اگه بخوای می تونم امشب باهات اضافه کار کنم . با این رفتار کودک خجل می شود و پی می برد که شما دروغ اورا فهمیده اید و مجبور می شود دیگر در برابر شا دروغ نگوید زیرا می ترسد که شما به دروغش پی ببرید.

4- گاهی کودک برای خودنمایی متوسل به دروغ می شود . او می بیند شما در خانه توجهی به اوندارید و سرگرم مشغله های خودتان هستید تصمیم می یرد با دروغ گویی خودنمایی کند تا شما به او توجه کنید و اما راه حل در این مورد چه میباشد ؟ شما می توانید کودکتان را محترم بدارید و به حرف هایش ، هر چند بیجا و بی موقع باشد گوش فرا دهید و کارهایی را که انجام می دهد، هرچند کوچک ، به دیده ی تحسین و تکریم بنگرید.


کلمات کلیدی: علمی ،کلمات کلیدی: خانه داری ،کلمات کلیدی: تربیتی
 
دلیل واقعی تغییر رنگ در آفتاب پرست ها چیست؟
ساعت ٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۳  

مدت ها بود که دانشمندان علم زیست شناسی با مطالعه عادات آفتاب پرست ها به ویژه پدیده ی تغییر رنگ در آنها ، به این نتیجه رسیدند این تغییر رنگ به عنوان یک عمل تدافعی صورت می گیرد و به این وسیله آفتاب پرست ها خود رادر مقابل دشمنانشان مصون می نمایند .
چرا که به محض احساس خطر نزدیک شدن دشمن ، این موجود مانند سایر موجودات مشابه خود اعم از : روباه ، سوسمار ، و امثال آنها خود را به رنگ محیط در آورده و به قولی استتار می نمایند تا دشمن را فریب دهند و جان سالم به در برند .


واما مطالعات بیشتر محققان به روی این موجود و تحلیل رایانه ای از زندگی آنها به این نتیجه رسیدند ، که تغییر رنگ توسط آفتاب پرست ها که آن را در تصاویر مشاهده می کنید ، در واقع جهت نشان دادن قابلیت ها و حتی زیبایی های خود جهت کسب توجه از جنس مخالف و بدین وسیله به جنس مخالف خود نشان دهد که تا چه اندازه قادر است با تغییر رنگ توجه اورا به خود جلب کند و او را سرگرم نماید . هم اکنون اغلب زیست شناسان با نظریه ی فوق بیشتر کنار آمده و آن رامنطقی قلمداد نموده اند .


کلمات کلیدی: علمی ،کلمات کلیدی: دانستنیها
 
در مورد برج پیزا چه می دانید ؟
ساعت ۱:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۳  

  ساخت برج معروف پیزا در ایتالیا که از جاذبه های توریستی ایتالیا می باشد به آگوست سال 1976 باز می گردد . اما به واسطه چندین تاخیر بسیار طولانی در ساخت آن که اغلب به خاطر جنگ های قومی صورت گرفت . پایان کار آن به حدود 200 سال بعد موکول شد . به طوری که در نهایت هنوز هم معلوم نیست که آیا معماری اولیه این برج همان است که در حال حاضر ما می بینیم یا خیر. ارتفاع این برج از سطح زمین حدود 55 متر و ارتفاع فنداسیون آن 5/3 متر می باشد . این برج در اصل برای قرار گرفتن ناقوس کلیسای بزرگ شهر پیزا ساخته شد و قبل از کج شدن هم از اهمیت قابل توجهی برخوردار بود .


معمار این برج دیوتیسالوی بود که می خواست 6 طبقه روی طبقه همکف بنا کند که اینگونه هم شد ولی پس از تکمیل طبقه ی ششم ، برج به طرف راست کج شد . اولین ناقوس بروی طبقه ی همکف قرار گرفت و پس از تکمیل در سال 1350 هفت زنگ در طبقه ی آخر آن نصب شد .

دو نظریه در مورد کج بودن این برج عجیب مطرح شده : اول اینکه بعضی اعتقاد دارند دلیل کج بودن برج ، وجود خاک رسی – آهکی است که در اطراف آن وجود دارد و دوم اینکه بسیاری هم معتقدند کج بودن این برج یک طراحی اولیه داشته و از پیش تعیین شده که می خواهد کج بنا شود . در سال 1932 مهندسین با تزریق بتون زیر زاویه ی کج برج ، سعی بر ترمیم آن داشتند که موفق نشدند . در سال 1838 برای جلوگیری از کجی بیشتر برج با کندن تونل هایی سعی کردند زمین باتلاق مانند اطراف برج را خشک کنند که باز هم بی فایده بود .

در سال 1990 این کج بودن به گونه ای شد که عملیات دوباره برای جلوگیری از بیشتر کج شدن و خطر سقوط از سرگرفته شد و دیدن برج و بازدید از آن ممنوع شد ولی به ناچار و به دلیل بی فایده بودن این کار مجدداً در سال 2001 بازدید از آن آزاد شد .

 


کلمات کلیدی: علمی ،کلمات کلیدی: دانستنیها
 
انجیر اولین محصول زراعی بشر
ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۳  

میوه ی درخت انجیر
باستان شناسان اخیراً گزارشی مبنی بریافتن شواهدی به منظور اثبات اینکه بشر در 11400 سال پیش درخت انجیر پرورش می داده است ارائه کرده اند .

گزارش فوق حاکی از این است که انجیر می تواند اولین میوه ی پرورش یافته به دست انسان باشد که هزار سال قبل از زراعت گندم ، جو ، و بنشن در خاور میانه کشت می شده است .

میوه ی انجیر که بیش از 800 نوع گوناگون را در بر می گیرد از خانواده ی توت است و در مناطق گرمسیری رشد می کند . نوع خاصی از این محصول که به عنوان میوه ی انجیر در بازار به فروش می رسد ، با وجود اینکه انرژی زا می باشد اما مصرف کننده ی زیادی را شامل نمی شود .

در انتهای این میوه ی ریز یک دهانه ی کوچک پیازی شکل است و داخلش پر از دانه های ریزی است . گرده افشانی انجیر توسط نوعی زنبور شکل می گیرد که از سوراخ های این میوه داخل شده و آن را بارور می کند . انجیر دو جنس را شامل می شود یکی نر  ودیگری ماده ، انجیر ماده انجیر خوراکی و انجیر نر نوعی انجیر وحشی می باشد .

در انجیرهای وحشی نوعی خاص از زنبورها رشد کرده و پس از رشد کامل ، داخل انجیر جفت گیری نموده و در این هنگام زنبور به فکر پیدا کردن انجیر دیگری برای تخمگذاری می افتد ، انجیر خوراکی بدون کمک زنبورها به وجود می آیند و این نوع گیاه از طریق قلمه زدن تکثیر می شوند .
در زمان های قدیم انجیر فاسد را نماد ویرانی می شمردند .
 
به علت شکل خاص و متفاوت گل درخت انجیر ، هندیان قدیم این درخت را ،‌به عنوان درختی که قابل احترام است می شمردند .
در متون بودایی و هندو در برخی موارد برای مثال زدن به امری غیر ممکن از این اصطلاح استفاده می کنند ( در درخت انجیر به دنبال گل گشتن ) .
در یونان قدیم انجیر به عنوان میوه ای مقوی برای تغذیه ی ورزشکاران استفاده می شد و دولت یونان صادرات این میوه را ممنوع کرده بود .

انجیر خشک جزو مقوی ترین میوه های خشک به شمار می رود و حاوی 60 درصد شکر است . شیره ی سفید رنگ انجیر نیز برای درمان ناباروری و نیز تقویت مادران شیرده موثر می باشد .


کلمات کلیدی: علمی ،کلمات کلیدی: گل و گیاه
 
چقدر در مورد هنرمندان ایرانی می دانید؟
ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢  

•حمید جبلی

برادر کوچکش پزشک و پدرش از مطبوعاتی های قدیمی است .

•کتایون ریاحی

قبلاً از اینکه وارد عرصه ی بازیگری شود ، در انتشارات ابتکار کار میکرد و مدتی هم آموزگار بود.

 مابقی مطلب در ادامه مطلب بخوانید .

 


کلمات کلیدی: دانستنیها ،کلمات کلیدی: خیلی جالب
 
رکوردشکنی چاق ترین مرد دنیا !!!
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢  

اوریب مکزیکی که تا بحال رکورد چاق ترین مرد جهان را از آن خود کرده بود، هم اکنون قصد دارد رکورد دیگری نیز به نام خود ثبت کند. او بتازگی قصد دارد رکورددار کاهش وزن دنیا شود. اوریب (42 ساله) وزنی معادل یک کامیون کوچک (500 کیلوگرم) دارد، و میتوان گفت شش سال است بطور عادی از خانه خارج نشده است. فقط هر از گاهی با تختش حرکت داده شده و با استفاده از جرثقیل به یک کامیون منتقل می شود تا به منطقه یی سرسبز در نزدیکی محل اقامتش، مونتری، برود.

مابقی مطلب را توسط لینک ادامه مطلب ببینید .


کلمات کلیدی: خیلی جالب ،کلمات کلیدی: ترین ها