هانی نتوورک

جدیدترین مطالب در مورد خانه و خانواده

در جست و جوی ایرانی در غرب زمین
ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱٩  

این مطلب برداشتی از خاطرات ماجراجویان ایرانی می باشد ، که به منطقه زنگبار سفر کرده و این خاطرات را درباره ی این شهر جالب برای ما گردآوری کرده اند .
در زنگبار طبق رسوم محلی ، خانواده ی دختر به خواستگاری پسر می رود و با مادر داماد برای دختر خود خواستگاری می کنند و کلیه مخارج عروسی و غیره از طرف عروس تامین می شود .
درسال 1957 میلادی پس از دیدار با ایرانی ها در شرق ، عازم آفریقا و غرب کره ی زمین شدیم و پس از آن به کشتی چوبی زهوار در رفته ای سئار شدیم و ساحل آفریقا را به عزم جزیره ی زنگبار ترک کردیم .
سیاهان در عرشه ی کشتی سخت مشغول به کار بودند و طنابی را از این سر به آن سر می کشیدند ، و بارها را مرتب می کردند و بادبان قایق را باز می کردند و قایق عزیم ما نیز در امواج اقیانوس هند بالا و پایین می رفت .
تلاش سیاهان در عرشه ی کشتی ما را به یاد برده ها و عصر برده فروشی اناخت ، زیرا زنگبار زمانی بزرگترین مرکز برده فروشی در جهان بوده است . کم کم نوک درت های نارگیل که سراسر زنگبار را پوشانیده بود از دور پیدا شد و بالاخره به لنگرگاه کشور پادشاهی زنگبار نزدیک شدیم و چند دقیقه در کنار ساحلی که در گذشته برده ها را از آنجا سوار کشتی های حامل برده های فروش می کرده بودند ، پهلو گرفتیم .
نیم ساعت بعد زیر سوال جواب های مامور چک کردن گذرنامه ها قرار گرفتیم . او فرد سیاهپوست و خوش هیکلی بود که اونیفورم مرتبی به تن داشت و با کمال ادب و احترام ورود ما را به جزیره ی زنگبار خوشامد گفت و خود را شیرازی معرفی کرد . البته ما می انستیم که هزاران شیرازی در این جزیره زندگی می کنند کهخ تاریخ جالب و شیرینی دارند و لی این مرد به هر طایفه ای شبیه بود غیر از شیرازی !
شیرازیان زنگبار لب های کلفت ، بینی هایی پهن تر از سیاهپوستان و موهیی مجعد دارند و در ضمن چهره ای درشت و گوشت آلودی را هم به خود اختصاص داده اند .
مامور گذرنامه که حسین نام داشت و مانند بقیه ی زنگباری ها مسلملن بود ما را با خود به شهر برد تا جاهای دیدنی را به ما نشان دهد . در شهر خیابان ها و کوچه های باریکی وجود داشت که در برخی عبور با اتوموبیل بسیار سخت بود . بالکن های خانه ها آویزان بود و مغازه داران جامه هایی نیمه عربی به تن داشتند و چهار زانو در دکه های خود نشسته بودند . زنگبار دنیای خارج از وصف و بیان به نظر می آید.
نسل یک مرد ایرانی
اما چگونگی پیدایش شیرازی ها در این مکان در جهان را جالب است بدانید ...
در حدود سال 158 هجری قمری در کازرون مردی مقتدر و منتفذی زندگی می کرد که حسن ابن علی نام داشت و وی را به اختصار (حسن بنعلی) می نامیدند .فکر جهانگردی و سیاحت لحضه ای او را راحت نمی گذاشت ، او با آنکه اصلاً کازرونی بود معهذا خود را شیرازی می نامید زیرا در آن زمان کازرون اهیمت خود را از دست داده بود و شیراز اهمیت و رونق می یافت و همه آن را زیباتنرین شهر خاورمیانه می نامیدند .به این دلیل سر انجام حسن بنعلی و چهار فرزند قوی هیکلش از گردنه هایکتل دختر و کتل پیرزن و از پنج کوه صعب العبور دیگر گذشتند و خود را به بوشهر رساندند .در آنجا یک بلم بزرگ تهیه کردند تا به خواب های طلایی خویش تحقق بخشند .بدین سان بزودی  با آن بلم سفر دریایی خود را در اقیانوس هند آغاز کردند و به سوی کرانه های زنگبار پیش رفتند . البته روابط تجاری و همچنین ایابو ذهاب بین بنادر جنوبی ایران و بنادر آفقریقای شرقی از دیر زمان وجود داشته است و همه ساله مردم جنوب ایران در فصول بادهای موسمی مال التجاره خود را با بلم به زنگبار می رساندند و به بازار های آن سامان عرضه می داشتند که این تجارت هنوز هم به قدرت و اعتبار خود باقی است .
 
 


کلمات کلیدی: دانستنیها