یادش بخیر
بچه که بودم کنار مغازه پدرم یک نوار فروشی بود که برای جذب مشتری (که عمدتاً زوّار امام رضا(ع) بودند) ، نوار پخش می کرد . به جرات می تونم بگم که همه نوار هایی که اونجا وجود داشت و پخش می شد رو از بر کردم . موضوع نوار ها شامل : مذهبی ، شعر ، طنز و فرهنگی بود .
یکی از اون نوار ها یک داستان در مورد یک پسر بچه لوس و ننر و مردم آزار بنام علیمران خان بود که من خیلی داستانشو دوست داشتم .از اون موقع هر وقت یک بچه لوس و ننر می بینم ، یاد شعر های اون داستان میافتم ، البته موقع تنبلی و پرخوری خودم هم همینطور
. شعر اون اینجوری بود :
داشت عباس قلی خان پسری
پسر بیادب و بیهنری
اسم او بود علی مردان خان
کلفت خانه ز دستش به امان
پشت کالسکه مردم میجست
دل کالسکه نشین را میخست
هر سحرگه دم در بر لب جو
بود چون کرم به گل رفته فرو
بسکه بود آن پسره خیره و بد
همه از او بدشان میآمد
هرچه میگفت لَله لج میکرد
دهنش را به لَله کج میکرد
هر کجا لانه گنجشکی بود
بچه گنجشک در آوردی زود
هر چه میدادند میگفت کم است
مادرش مات که این چه شکمست
نه پدر راضی از او نه مادر
نه معلم نه لَله نه نوکر
ای پسر جان من این قصه بخوان
تو مشو مثل علی مردان خان
این هم لینک دانلودش : دانلود نوار داستان قدیمی علیمردان خان