هانی نتوورک

جدیدترین مطالب در مورد خانه و خانواده

این داستان ماست
ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٠  

نجار پیری خود را برای بازنشسته شدن آماده میکرد. یک روز  او با صاحبکار خود موضوع را درمیان گذاشت.

پس از روزهای طولانی  و کار کردن و زحمت کشیدن ، حالا او به استراحت  نیاز داشت و برای پیدا کردن زمان این استراحت میخواست تا  او را از کار بازنشسته کنند.

صاحب کار او بسیار ناراحت شد  و سعی کرد او را منصرف کند ، اما نجار بر  حرفش و تصمیمی که گرفته بود پافشاری کرد.

سرانجام صاحب کار درحالی  که با تأسف با این درخواست موافقت میکرد ، از او  خواست تا به عنوان آخرین کار ، ساخ
ساخت خانه ای را  به عهده بگیرد.

نجار در حالت رودربایستی ، پذیرفت درحالیکه دلش چندان  به این کار راضی نبود. پذیرفتن ساخت این خانه برخلاف میل  باطنی او صورت گرفته بود. برای همین به سرعت مواد اولیه  نامرغوبی تهیه کرد و به سرعت و بی دقتی ، به  ساختن خانه مشغول شد و به زودی و به خاطر رسیدن  به استراحت ، کار را تمام کرد.

او صاحب کار را از  اتمام کار باخبر کرد. صاحب کار برای دریافت کلید این آخرین  کار به آنجا آمد. زمان تحویل کلید ، صاحب کار آن  را به نجار بازگرداند و گف
این داستان ماست.

ما زندگیمان را میسازیم. هر روز میگذرد.  گاهی ما کمترین توجهی به آنچه که میسازیم نداریم ، پس  در اثر یک شوک و اتفاق غیرمترقبه میفهمیم که مجبوریم در  همین ساخته ها زندگی کنیم.

اگر چنین تصوری داشته باشید ، تمام  سعی خود را برای ایمن کردن شرایط زندگی خود میکنیم. فرصت  ها از دست می روند و گاهی بازسازی آنچه ساخته ایم  ، ممکن نیست.

شما نجار زندگی خود هستید و روزها ، چکشی  هستند که بر یک میخ از زندگی شما کوبیده میشود. یک  تخته در آن جای میگیرد و یک دیوار برپا میشود.

مراقب سلامتی  خانه ای که برای زندگی خود می سازید باشید


کلمات کلیدی: داستان کوتاه